477- رمضانیات 1

گناه، در حقیقت چیزی نیست که انجامش باعث کیفر آدمی بشه، بلکه چیزی است که به حال آدم مضره و چه ضرری برای یک شخص خداباور، بالاتر از اینه که رابطه‌ش با خدا قطع بشه؟ این بدترین کیفر ممکنه که از حضور «او» در زندگیت، بی‌بهره باشی.

برای همینه که دروغ، ظلم، ریاکاری، حرام‌بینی، حرام‌شنوی، حرام‌خواری، تملق، جهل، بدگویی، غیبت، بی‌عدالتی، کفر ... همگی گناه هستند. چون هریک به نسبتی آدمی رو از لذت همراهی با خدا دور می‌کنند. هریک حجابی به دور آدمی می‌کشند که ارتباط او رو با سرچشمه‌ی هستی قطع کنند.

کارهای خوب هم به خودی خوب چیز خاصی نیستند، مگر این که تو رو قدمی به او نزدیک کنند. حضوری و رنگی خدایی به زندگیت بدن. وگرنه مجموعه‌ای کارهای ماشینی و پوچ و بی‌خاصیت هستند.

همینه که می‌گن اعمال به نیت اون‌هاست. کار بی‌نیت، یک کار بی‌خلوص بی‌معنای ماشینی است. مثل بیشتر نماز و روزه‌های ما، یا بهتر بگم من. خم و راست‌شدن‌‌های بیهوده، زبان‌بستن‌های بی‌معنی ...عادت، عادت، عادت ...

عجیب ترسناکه این عادت‌کردن که مزه‌ی هرچیزی رو از بین می‌بره. عادت به غذا، عادت به روزمرگی، عادت به هر چیز خاص و تکراری، عادت به نماز، روزه، ذکر ... بی این که پشتش شناختی و لذتی و حسی باشه ...

می‌ترسم از روزی که چشم باز کنم و ببینم هیچ کاریم با حس نیست. که ببینم یک ماشین بی‌بو و بی‌خاصیت شدم که برنامه‌ریزی شده به شکلی خاص، کارهایی خاص بکنه و تهش که نگاه می‌کنه ببینه هیچی دستش رو نگرفته ... خدایا ببین که در روزگاری هستیم که حس‌داشتن خیلی سخت شده. کمتر به ما سخت بگیر و بیشتر حس بده. آمین!

«... خداوندا! هرگاه خود را آماده می‌کنم تا در حضورت به نماز بایستم، می‌بینم خوابی و کسالتی در من می‌افکنی و ملالتی در من پدید می‌آوری و مرا از خود می‌رانی و حال مناجات را از من سلب می‌کنی ... شاید دلیلش این باشد که اصلا مرا دوست نداری و نمی‌پسندی با تو سخن بگویم. شاید دیده‌ای آن‌گونه که باید حق تو را نمی‌گزارم و آن را کوچک می‌شمارم ... شاید دیده‌ای دروغگو هستم و لاف قرب و محبت تو را می‌زنم ... شاید دعاکردن مرا دوست نمی‌داری، ... شاید بی‌شرمی‌هایی در درگاه تو کرده‌ام که مستحق این عقوبت هستم ... من همان نادانی بودم که علمم آموختی، همان گمراهی بودم که هدایتم کردی، همان فروافتاده‌ای بودم که مرا برکشیدی، ... اینک هم نیازمند مهربانی توام ...» (بخش‌هایی از مناجات امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی، با ترجمه‌ی عبدالکریم سروش، در کتاب حدیث بندگی و دلبردگی)

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٥