476- بازگشت از ایران

سفر تمام شد و دوباره برگشتیم دبی.

1- وقتی نشستم پشت کامپیوتر و به محض تایپ نشانی، یاهو و فیس‌بوک و وبلاگ و ... باز شدند، طبق معمول این سوال برام پیش اومد که چرا ...؟ شاید دوباره یکی پیام بگذاره که این‌قدر انتقاد نکن. این انتقاد نیست. شرح واقعیته. چرا یک کشور 40ساله باید از لحاظ زیرساخت‌های اینترنتی این‌قدر قوی باشه و یک کشور 4000ساله، خیر؟ باید این چراها رو پرسید که سطح توقع افراد بالا بره و به همون نسبت، فشار بیشتری بر تصمیم‌گیران فناوری اطلاعات وارد بشه.

2- خوشحال شدم که صدا و سیما یک شبکه‌ی مستند راه انداخته. هرچند وقت نکردم با دقت ببینم.

3- طبیعت ایران، کوه‌ها، آبشارها، دشت‌ها، جنگل‌ها ... همه و همه نعمت‌های بزرگی هستند که نه مردم و نه مسوولان قدرش رو نمی‌دونن. اونی که وسعش نمی‌رسه با یک کیسه نایلون زباله بهشون لطمه می‌زنه و اونی که دستش می‌رسه با لودر!

4- درک نمی‌کنم که چرا در شهرهای کوچک و خوش آب و هوا، این‌قدر از خودرو شخصی استفاده می‌شه. مگه دوچرخه چه مشکلی داره؟

5- خداییش خیلی تهران عوض شده. گیرم که به قول برخی، قالیباف داره برای ریاست جمهوری تبلیغ می‌کنه. اشکال نداره. بگذار به همین بهانه، تهران سبز و آباد و خوب بشه. دست افرادی که در شهرداری دارند به‌خوبی برای تهران کار می‌کنند درد نکنه.

6- وضعیت تردد در مشهد به همون افتضاحی همیشگی است. خنده‌ داره، یا شاید هم گریه ‌داره که وقتی دارید وارد شهر می‌شید، حتا یک تابلو که سمت و سوی حرم رو (که مهم‌ترین دلیل حضور زائره) نشون بده وجود نداره و تقریبا هیچ جایی تابلو تعیین مسیر نیست. تابلوهایی هم که هست دقیقا روی خود خروجی‌هاست که اصلا وقت نکنید واردشون بشید. نمره صفر (در حد کلوین) برای وضعیت استاندارد خیابان‌سازی و مدیریت ترافیک در مشهد. این هم یکی از مصادیق دیگر غربت امام رضاست. بالاخره کی این زیرگذر حرم مجهز به تکنولوژی استفاده از نور می‌شه، نمی‌دونم. فکر نمی‌کنم عمر ما قد بده که یک بار به زیرگذر حرم بریم و ببینیم روشناییش در حد یکی از مرکز خریدهای دست سوم اماراته.

7- پدرم پراید صفر خریده. درب داشبوردش درست باز و بسته نمیشه. حضرات! نمیخواد مدل جدید ابداع کنید. کیفیت در توجه به همین نکات جزئیه. هشت میلیون تومان پول زور برای خودرویی که به جز مصرف پایین، هیچ چیزی برای رقابت نداره. (شرمنده دوستان زیادی هستم که در سایپا و ایران خودرو دارم. ولی صنایع خودرو کشور، خیلی به مردم بدهکارند. هیچوقت نخواستم در خودروسازی‌های ایران کار کنم و از خدا می‌خوام هیچوقت مجبور به این کار نشم.) من اینجا در امارات، تویوتا یاریس (Yaris) دارم. یک خودرو ارزان و کم‌دردسر و کم‌مصرف که ده‌میلیون تومان مبلغش رو در چهارسال به شکل قسطی پرداخت کردم و کل فرآیند خریدش یکی دو هفته بیشتر طول نکشید. تازه می‌تونستم یک خودرو هیوندایی یا کیا رو با شرایط خیلی بهتری بخرم. (مثلا شروع اقساط از 3 تا 6 ماه پس از خرید خودرو) همین یاریس من که در دبی جزو ساده‌ترین و ارزان‌ترین خودروهاست، در ایران بیش از 25 میلیون تومنه و جزو خودروهای مرفهان بی‌درد محسوب می‌شه. واقعا چرا؟

8- اگر در ایران کسی به دنبال تعالی باشه، یک فرشته است. باید دست و پاش رو بوسید. وقتی تمام روزت به دوندگی برای گذران زندگی صرف بشه و دغدغه‌ت کارت سوخت و یارانه‌ی سر ماه بشه، چه مجالی می‌مونه برای زندگی؟ یعنی خدا آدم رو خلق کرد و فتبارک الله گفت که شب و روزش در حال جون‌کندن باشه؟ در برابر مردمی که روحیه‌ی بذله‌گویی و شادی و امیدشون رو در این سرزمین حفظ می‌کنند و در عین حال به دنبال یادگیری و تعالی و پیشرفت هستند سر تعظیم فرود می‌آرم.

9- شما بگذارید به حساب بی‌مرامی. ولی زنگ‌زدن و احوالپرسی و خوش و بش با رفقا، اون هم به شکل صمیمی و واقعی، حسی می‌خواد که این‌بار به من دست نداد. برای همین ترجیح دادم تظاهر نکنم و به کسی زنگ نزنم.

10- یکی از دوستان قدیمی فرموده‌اند که از رمضان بنویس. چشم! نوشتن هم امری حسی است، با دستور انجام نمی‌شه. باید نوشته خودش بیاد، نمی‌تونم بهش زور بگم. راستش من اونقدر بزرگ نشدم که هم مشکلات رو ببینم و هم در آسمان سیر کنم. اگر این نماز و روزه‌های تکراری و بی‌روح، مجالی برای نوشتن‌های رمضانی گذاشت، خواهم نوشت. برای همه‌مون دعا می‌کنم که در این روزگار، همه، سخت، نیازمند پالایش روحیم. خدایا! یک نگاهی هم به ما ستمکاران بنداز. آمین!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩