474- سفر

1- آدم پس از هفت‌هشت سال مسافرت ایران-امارات، امارات-ایران، در امر مسافرت صاحب تجربه می‌شود. تنها چیزی که هرسال مشکل‌تر می‌شود، خرید هدیه برای خانواده‌هاست. چون هرسال بهتر است چیز تازه‌ای بگیری که سال پیش و سالیان پیش نگرفته‌ای و هربار  این کار مشکل‌تر می‌شود.

2- امسال من و سوفی به دلیل گرانی عجیب و غریب بلیت ایران ایر و ماهان، تصمیم گرفته‌ایم هواپیمایی شارجه را امتحان کنیم. ایر عربیا (Air Arabia) را که قیمتش  از ایران‌ایر و ماهان کمتر است و کیفیت هواپیماهایش هم بسیار بهتر. برای خودمان هم تجربه‌ی جدیدی است. تا به حال همیشه با یکی از آن دو گزینه مسافرت می‌کردیم. (البته یک بار هواپیمایی آسمان را تجربه کرده بودیم.) هواپیمایی امارات هم خیلی گران است. دو برابر بقیه. این خط را آدم باید در مسافرت‌های طولانی سوار شود. به نظر من برای مسیر دوساعته دبی-تهران نمی‌ارزد.

3- واقعیت این است که با آن که در امارات، یک ایرانی کمتر احساس غربت می‌کند – چون ایرانی خیلی زیاد است و به هرحال فرهنگ اماراتی‌ها به ما نزدیک‌تر است تا فرهنگ کشورهای اروپایی و امریکایی و استرالیا - ولی هربار که به ایران برمی‌گردم احساس بیگانگی بیشتری می‌کنم. نه با مردم و شهر و کوچه و خیابان ... که با فرهنگ در جریان. تلویزیون که می‌بینم فکر می‌کردم یا من از سیاره‌ای دیگر آمده‌ام، یا تلویزیون مربوط به کشور دیگری است. سرزدن به ادارات و بانک‌ها ... هم چنین حسی به من می‌دهد. روح غریبی در فضا شناور است که پیکرش هم شفاف و زلال نیست. کدر است. هردفعه گویا کدرتر می‌شود. دوست دارم یک بار وقتی برمی‌گردم، او را سپید و زیبا ببینم  که هنوز این آرزو برآورده نشده ... هرچند همیشه امیدوارم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤