48- آب‌تنی در حوضچه اکنون

time

گاه چنین می‌اندیشم که آنچه در زندگی مردمان، بسیار کم شده، لحظه‌های ناب «زیستن در حال» است!

 

مثلا تصور کن آن لحظه‌ای را که یک آهنگساز در خلسه‌ی ساختن آهنگی فرو می‌رود. جهان متوقف می‌شود. زمان می‌ایستد. گویی از همه عالم، فقط او و آهنگش وجود دارند. دیگر فراموش می‌کند که از کجا آمده‌ام، کجا می‌خواسته‌ام بروم، چه کنم، مشکلات چه بود، قرض دارم، بدهکارم، طلبکارم، فلانی این را دارد من ندارم، همه‌چیز در یک «آن» سکرآور گم می‌شود .... همه‌چیز معنا پیدا می‌کند. شوق و هدف و علاقه و عشق، آن انسان از خود بی‌خود شده‌ی «زنده در لحظه حال» را به تمامی در آغوش می‌گیرند....

توصیفش بسیار دشوار است!

این لحظات، لحظاتی است که با کل هستی پیوند می‌خوری و گویی پنجره‌های جدیدی به رویت باز می‌شود. به گونه‌ای دیگر جهان را ادراک می‌کنی. یک نفر با نوشتن، یک نفر با موسیقی، دیگری با نیایش، یک نفر با تفکر، آن یکی با خلق یک اثر، دیگری با حل مساله‌ای ریاضی، آن یکی با نقاشی، دیگری با درک یک نکته فلسفی .... راه‌ها بسیارند و برای هرکسی راه‌هایی است که او را چنان مستغرق می‌کند که جز عاشقانه دم‌زدن در آن لحظات و بلعیدن تک‌تک ثانیه‌هاش و احساس ... به‌زحمت می‌توان بیانش کرد ... شاید بتوان گفت ... احساس «یگانگی» با هستی!

 

* پیشنهاد می‌کنم به وبلاگ ملاصدرا سر بزنید. من رو که به دنیای شورانگیز دوران مدرسه برد. جایی است برای زیستن در زمان حال!

** ضمنا مطلب 46 (روز پزشک) پرسش‌ و پاسخ‌ها و انتقاداتی پیش آورد که مطمئنا مفید و سازنده است. اگر خداوند بخواهد به آنها به‌تدریج پاسخ خواهم داد. عجالتا فراموش نشود که من به «تفکر جزءنگر» و مصداق‌های آن حمله می‌کنم، نه به پزشکان.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۱٠
تگ ها :