452- اخمو و بداخلاق، اخمو و بداخلاق!

از ترانه‌ی بالا (با کمی بشکن و حرکات موزون) که بگذریم، من همواره و از ته دل یک آدمی بوده‌ام که از چیزهای بدون خلاقیت و قالبی بدم می‌آمده و به همین نسبت از چیزهای خلاقانه و آدم‌های متفاوت غیرقالبی که نمی‌شود با یک خط‌کش ساده محکشان زد خوشم می‌آمده. یکی از مشکل‌های من با ویژگی‌های قالبی است که برای مردان و زنان مطرح می‌شود.

 

برچسب‌های مردان: اخمو و بداخلاق، شلخته، وسایلشان پخش و پلاست، تاریخ تولد همسر یادشان می‌رود، روز ازدواج یادشان می‌رود ... آدم‌های تنبل زیرکار دررو بد‌قواره‌ی چاق، ولو روی مبل در حال روزنامه‌خواندن ... عرضه ندارند یک نیمرو درست کنند. دائم چشمشان دنبال زن‌های توی کوچه و خیابان است، بی‌وفایند، شکم‌باره، اهل عیش و عشرت ... آنقدر این داستان در کتاب‌ها و ایمیل‌ها و فیلم‌ها تکرار شده که دیگر گویا قانون شده و به یک باور تبدیل شده.

 

من گمان می‌کنم بسیاری از این به اصطلاح برچسب‌های مردانه را ندارم. چه در دانشکده، چه در محیط کار، چه در بین آشنایان همواره از بسیاری زن‌ها مرتب‌تر، تمیزتر، منظم‌تر و در توجه به جزییات دقیق‌تر بوده‌ام. تاریخ تولد همسرم و روز ازدواج که سهل است، روز تولد تمام دوستان صمیمی و ماه تولد بسیاری از دوستان دیگر را در خاطر دارم. در بعضی موارد ماه تولد فرزندان و همسران آنها هم یادم هست. در خانه هم به شکل وسواس‌گونه‌ای اهل تمیزکاری و جمع و جور هستم و گاه همسرم را هم به تنگ می‌آورم و گمان می‌کنم مشارکتم در فعالیت‌های داخل خانه کم نباشد. اخمو و بداخلاق هم نیستم. با اسباب عیش و طرب مانند سیگار و مشروب و مواد روان‌گردان، چه در جمع، چه در خلوت هیچ میانه‌ای ندارم. متاسفانه گویا هرچه کوشش میکنم به‌زور خودم را در این چارچوب رایج قرار بدهم نمی‌شود!

 

الان مشکلی برایم پیش آمده که یا این معیارها اشکال دارند، یعنی نشانگر ویژگی‌های آقایان نیستند، یا من یک مرد درست و حسابی نیستم و اشکال دارم. کسی هست کمکی بکند؟ آقایان خواننده‌ی این وبلاگ، شما چقدر در این معیارهای رایج جای می‌گیرید؟ اگر به شکل مخفی هم پیام بگذارید واقعا ممنون می‌شوم! البته هدفم تغییر خودم نیست، بیشتر می‌خواهم بفهمم که آیا واقعا بیرون از منحنی نرمال آقایان هستم یا معیارهای رایج اشتباهند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٩