449- هدفمندکردن یارانه‌ها

گویا از امروز قانون هدفمندکردن یارانه‌ها در ایران، اجرایی می‌شود.

 

من سیاست‌مدار و اقتصاددان نیستم که صلاحیت داشته باشم درباره‌ی درستی یا نادرستی اجرای این طرح صحبت کنم. آنچه که می‌دانم اینست که هرگاه به ایران می‌روم، می‌بینم مردم بیش از گذشته در روزمرگی‌های جان‌فرسایی باید دست و پا بزنند که حاصل سوءمدیریت است. می‌خواهد سوء‌مدیریت در حد یک نانوایی باشد، یا یک مدرسه یا یک شهرداری یا یک دولت.

 

برای کوچک‌ترین کاری که شاید جزو حقوق بدیهی یک شهروند است (گرفتن شناسنامه، نقدکردن یک چک، بردن خودرو به تعمیرگاه یا کارواش، خرید یک نان خوب یا میوه‌ی سالم، ثبت‌نام مدرسه ...) باید جنگید و این نه فقط مشکلی از بالا، که مشکلی است در سراسر اجتماع.

 

این‌طور وقت‌هاست که صحبت از زیبایی، هنر، اندیشه، آینده، محیط زیست، دانش، تعالی ... بی‌معنی می‌شود. زیرا تلاطم امواج زندگی به حدی است که شخص فرصت نمی‌کند لحظه‌ای از این رودخانه‌ی خروشان سربرآورد و نفسی بکشد و دمی تازه کند. باید جنگید و شنا کرد و تلاش کرد. تامین نیازهای اولیه‌ی هرم مازلو، مجال رسیدن به قله‌ی هرم را می‌گیرد.

 

این مشکلی است که گمانم قرن‌هاست داریم. آدمیان را فرصتی برای خودسازی نیست. فقط باید دوید. اگر مسیر، دایره‌ی بسته‌ای نباشد، دویدن نیز نیکوست. اما زمانی که از دویدن چیزی جز گذر زمان عایدت نمی‌شود چه؟

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۸