445- سادگی و زیبایی

گاه چنین می‌اندیشم که زیبایی، در سادگی است.

 

در کار نرم‌افزاری که زیاد با آن سروکار داشته‌ام، عموما دیده‌ام که یک وب‌سایت هرچه حرفه‌ای‌تر است، ظاهر ساده‌تری دارد.

 

یک آگهی تبلیغاتی که یک حرفه‌ای می‌سازد معمولا رنگ‌های کمی دارد و یک تازه‌کار، همه‌جای تبلیغش رنگارنگ و شلوغ است. مثلا در همین امارات، تبلیغ یک سوپرمارکتی هندی را که می‌بینید سرگیجه می‌گیرید. طراح هرچه رنگ و مطلب و نظر داشته در یک صفحه مخلوط کرده است. ولی تبلیغ یک ادوکلن یا ساعت فاخر، یک عکس ساده و زیبا در یک زمینه‌ی سیاه‌رنگ است. گاه همین هم نیست. تنها یک جمله در یک پس‌زمینه‌ی تک‌رنگ.

 

وقتی رئیس یک شرکت که تازه کامپیوتر یاد گرفته از شما یک کار نرم‌افزاری (مثلا وب‌سایت یا لوگو ...) می‌خواهد در شروع کار، همه‌اش دنبال چرخاندن لوگو و کج‌کردن آن و شلوغ‌کردن صفحه است، ولی به‌تدریج که وارد این دنیا می‌شود می‌فهمد که عجب کار ضایعی بوده و رو به سادگی می‌آورد.

 

افرادی که تازه وبلاگ‌نویس می‌شوند و عموما در سن و سال یک دانش‌آموز هستند عاشق پس‌زمینه‌های شلوغ و گذاشتن آهنگ و کد جاوای «ساعت» و «خوش آمدید» و ... هستند. ولی یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای بیشتر بر محتوا تمرکز می‌کند.

 

اینجا در دبی، یک زن اروپایی به طور معمول آرایش بسیار کمتری از یک زن خاورمیانه‌ای دارد. هرچند من در دنیای غرب نزیسته‌ام، اما بعید می‌دانم زنان آنجا همان چهره‌ای را داشته باشند که در فیلم‌های هالیوودی ارائه می‌شود و به این اندازه مصرف مواد آرایشی بالا باشد. هندی‌های تحصیلکرده هم معمولا از بدلی‌جات استفاده می‌کنند و هندی‌های سنتی‌تر از انبوه النگوهای طلا.

 

یادم هست که شریعتی هم در یکی از آثارش به همین تفاوت اشاره کرده که افراد هرچه بدوی‌تر هستند بیشتر نیاز به زرق و برق دارند و هنگامی که آدمی گام در راه پیشرفت می‌گذارد، نیازش به آرایه‌ها و پیرایه‌ها کمتر می‌شود.

*

توضیح واضحات: این نوشته در ستایش سادگی است، نه این که هرچیزی که ساده نباشد زشت است!

نوشته‌ی پیوسته: آزمونی برای خودشناسی 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٧