442- یک خاطره‌ی رایانه‌ای-خودرویی

به تناسب کارم، می‌دانم که اختلاف سطح دانش در حوزه‌ی رایانه، حتا بین اعضای یک خانواده و حتا بین دو دانش‌آموز هم‌سن در یک کلاس می‌تواند به اندازه‌ی اختلاف سطح دریا تا نوک اورست باشد و این مساله چندان ربطی به تحصیلات هم ندارد.

 

شخصا یک دکترای علوم پایه می‌شناسم که نمی‌داند ایمیل چیست و بچه‌ی 6ساله هم زیاد می‌شناسم که همه‌کاره‌ی امور کامپیوتری خانه‌شان است.

 

خاطره از این قرار است که یک زمانی حراست ورودی ایران خودرو – که روزگاری ما برای پروژه‌های دانشجویی گذارمان به آنجا می‌افتاد و اگر ساختارشان عوض نشده باشد بی‌نزاکت هم بودند و ارباب رجوع را قاطی آدم به حساب نمی‌آوردند – تازه درباره‌ی فلاپی و CD توجیه شده بودند و اگر کسی به آنجا وارد می‌شد حتما بررسی می‌کردند که مبادا فلاپی همراهش باشد. (لابد برای این که خدای ناکرده فناوری پیشرفته‌ی پیکان و RD به بیرون درز نکند.) واکمن هم ممنوع بود و یک بار که من واکمن خود را که اصلا قابلیت ضبط نداشت  و فقط پخش می کرد به نگهبان نشان دادم که بابا این اصلا دکمه‌ی ضبط ندارد ایشان چنان فرمودند «نه» که من حس کردم با این واکمن خیلی کارها می‌شود کرد که خودم نمی‌دانم.

 

یکی از دوستان که دست برقضا الان در ایران خودرو، در زمره‌ی رئیس‌روسا است با یک هارددیسک داخل کیفش از نگهبانی رد شده بود و طرف گفته بود این چیه. فلاپی که نیست؟ و دوست ما گفته بود نه هارددیسکه. نگهبان هم گفته بود مشکلی نیست. برو داخل! 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۱