439- جهان‌های موازی

به لطف میهمانانی که از ایران به خانه‌ی ما آمده بودند، کتاب‌های خوبی به دستم رسیده. یکی از آنها جهان‌های موازی اثر میچیو کاکو با ترجمه سارا ایزدیار و علی هادیان است.

 

راستش مطالعه‌ی فیزیک، به ویژه فیزیک صدسال اخیر (نسبیت، کوانتوم، نظریه‌ی ریسمان، جهان‌های چندبعدی و موازی ...) را بسیار دوست دارم.

 

نظریات فیزیک جدید، شاید چون به هستی‌شناسی آدمی کمک می‌کنند، هیچگاه خسته‌کننده نمی‌شوند. در ورای اخباری که هرروز مثل کف روی امواج می‌آیند و می‌روند، اندیشه‌های عمیق هستی‌شناسی هستند که آدمی را به ژرفای دریای وجود می‌کشانند. شگفت، تاریک، آماده‌ی کاوش و کشف، ژرف، مهیب، ترسناک، زیبا!

 

علوم پایه، زبان‌های شناخت هستی‌اند. حل یک معادله‌ی ریاضی مثل یک تجربه‌ی عارفانه می‌تواند سکرآور باشد. مطالعه‌ی یک نظریه‌ی زیبای کوانتومی یا خیره‌شدن به آسمان بیکران همانقدر زیباست که سیر عالم درون.

 

همه‌ی اینها چهره‌های گوناگون شناخت هستی‌اند و مگر آدمی برای چه آفریده شده؟ فرمود شما را نیافریدم جز برای پرستش! پرستش یعنی چه؟ اگر منظور رکوع و سجود محض بود که فرشتگان بودند. دیگر چه نیازی بود به آدم؟ مگر فرشته جز برای دانش آدم، بر او سجده نمود؟

 

در شناخت هستی است که جزرومدهای گذرای این عالم، کم‌ارزش می‌شوند و زندگی آدمی رنگ و عمق و معنی پیدا می‌کند و اتفاقا سطحی‌ترین و بی‌خرد‌ترین افراد هستند که دلیل آفرینش خویش را فراموش می‌کنند و زندگی را جز از چارچوب محدود دانش و بینش خود نمی‌بینند و از همین روی، اسباب زحمت آفریدگان و رنجش آفریدگار می‌شوند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢