435- هواشناسی

همیشه یک بی‌عرضگی و بی‌استعدادی عجیبی داشته‌ام و دارم در «هواشناسی».

 

هیچوقت نفهمیدم مردمان چگونه بو می‌کشند که امروز فلان جا ناهار مفتی می‌دهند، یا فلان‌جا جلسه‌ای است که حضور در آن خیلی خوشایند آقای رئیس است و این که حکم ترفیع و تشویق و ابلاغ و ماموریت و کوفت را امروز می‌دهند، همیشه یا جعبه‌ی شیرینی همکار را ندیده‌ام یا آخرین نفری بوده‌ام که خبردار شده‌ام  اصلا جعبه‌‌ای در کار است یا آن که رئیس اهل کدام شهر است که تملقی در خور نثارش کرد و چگونه با به‌به و چه‌چه الکی درباره‌ی موضوعی سخیف با کسی همداستان شوم.

 

همیشه مخاطب این سوال شده‌ام که مگه نمی‌دونستی؟ چطور خبر نداری؟ شیرینی خوردی؟ ای بابا چرا دیر رسیدی غذاها رو خوردند!

 

دوره، دوره‌ی هواشناس‌هاست. دستکم در خاورمیانه‌ای که من تجربه‌اش کرده‌ام. بقیه‌ی جاهای دنیا را نمی‌دانم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٩
تگ ها : هواشناسی