429- سرزمین گوجه‌های سبز

البته من مثل روناک کتابخوان حرفهای نیستم، ولی محض خالینبودن عریضه بد نیست بگویم که این چندروز تعطیل که در ایران بودم طبق معمول هرچه کتاب به دستم رسید و به دستم رساندند خواندم.

 

از «داستان سیستان» رضا امیرخانی تا کتابهای تغذیه و سلامتی جمشید خدادادی . از «جهالت» میلان کوندرا تا «سرزمین گوجههای سبز» هرتا مولر.

 

زمان دانشجویی چندبار کتاب «بار هستی» کوندرا را برداشتم بخوانم، ولی هربار بعد از یکی دو صفحه خواندن گذاشتم کنار. نمیدانم چرا. اما این جهالت یا Ignorance را به دلیل آنکه درباره‌ی مهاجرت و مهاجران است خواندم. راستش اصلا به دلم نچسبید. در حد و قواره‌ی اسم کوندرا نبود. شرمنده میلان عزیز! ما که شما را درک نکردیم لابد.

 

کتاب برنده‌ی جایزه نوئل ادبیات 2009، «سرزمین گوجههای سبز» از خانم هرتا مولر را خواندم. کتابی است سرشار از استعاره‌ها و تصویرهای شعرگونه و شبح‌گونه که زاییده‌ و نتیجه‌ی مستقیم شرایط استبدادی رومانی (در دوره‌ی حاکمیت چائوشسکو) است. کتابی است تلخ و قوی. خوب شد که بالاخره تمامش کردم.

 

فیلم تنگسیر امیر نادری را دوبار دیده بودم. خود کتاب را نخوانده بودم. خواندم و حظ کردم از ادبیات صادق چوبک و چاپ مناسب کتاب. خدایش بیامرزد.

 

«ناتور دشت» سیلنجر دوباره به دستم رسید که وسط‌هایش دیگر حس خواندنم رفت! به هرحال بخوانید نوشته‌ی نوشگاه را درباره‌ی سلینجر که همین اواخر به مناسبت درگذشت وی نوشته بود.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٥