418- دانش و جوشش

یادم هست که زمانی به جلساتی میرفتم و بیتامل و یادداشت و تفکر، یک ساعت صحبت میکردم. الان یادم نیست که چه میگفتهام و چگونه میتوانستهام یکساعت صحبت کنم. آدم پرحرفی نیستم.

 

صرفنظر از آن جلسات که نمیدانم چگونه حرف از من می‌جوشید، گاه چنین میاندیشم که شاید در زندگی هرکسی زمانی پیش میآید که اثری از او میجوشد. در زندگی بسیاری از انسانهای دانشمند و اندیشمند، موسیقیدان، نویسنده، شاعر ... چنین برهههایی را میبینیم. شاید این لحظات، حاصل مراقبه هستند. یعنی تمرکز ناب شخص بر یک چیز یا موضوع و بیش از همه، بر خود و جلوه‌های هستی. اخیرا کتابی می‌خواندم.* به همسرم گفتم نویسنده‌ی این کتاب، در حال مراقبه کتاب را نوشته. چون اصلا با تفکر آگاهانه نمی‌توان چنین جملاتی نوشت. جملات از وجود این شخص جوشیده، بوی تازگی و طراوت می‌دهد.

 

علامه حسنزاده چهارده سال، هرروز اذان مغرب خدمت جناب الهی قمشهای میرسیدند برای کسب معرفت. چیزی نزدیک پنج هزار روز میشود. ببین الهی قمشه‌ای چقدر غنی بوده که توانسته پنج هزار روز به چنین شاگردی درس دهد. ولی اغلب ما مدرسها، درسهایمان تکرار چیزهای قبل است و گمان دارم که علم کتابی، کمابیش حاصلش چنین چیزی است.  مولانا تا قبل از آشنایی با شمس، لابد برای هر تالیفی باید کلی حساب و کتاب میکرده، ولی پس از شمس، چشمه‌ی غزل میشود.

 

چشمه برای دادن آب تازه به خود زحمت نمیدهد. چشمه همیشه در حال زایش و جوشش است و این، لزوما نیاز به اتصال به منبعی غنی دارد. گاه چنین میاندیشم که دانش، چیزی جز اتصال نیست.

----------------- 

* یوگا برای شفابخشی، نیس چالا جوی دوی، ترجمه شهره عبداللهی

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢
تگ ها :