40- طبیعت و کل‌نگری

nature

گاهی که با قطار مسافرت می‌کنم و قطار از بین مزارع می‌گذرد، کودکان و جوانان کشاورز و یا چوپان با چه شوقی برای مسافرانی که هرگز نمی‌توانند ببینند و بشناسندشان، دست تکان می‌دهند. گاه با چه شوری به دنبال قطار می‌دوند. روی زمین‌های ناهموار، زیر تیغ آفتاب و با لبخندی به سخاوت پنجره!

چنین می‌اندیشم که این کودکان که زندگی خود را در طبیعت سپری کرده‌اند، از بزرگ‌ترین آموزگاران آفرینش، درس تفکر سیستمی و ارتباط با کل آموخته‌اند و لازم نیست حتما در کتابی خوانده باشند که همه‌ی ما یگانه‌ایم. آنها این چنین تفکری را از بدیهیات زندگی خود می‌شمارند و البته تا زمانی که تمدن مزخرف ما خرابشان نکند، در یگانگی زندگی می‌کنند. شاید به همین دلیل است که پیامبران، لاجرم دوره‌های کل‌نگری را در قالب شبانی یا کشاورزی می‌گذرانده‌اند . . . شاید چنین باشد!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۳٠
تگ ها :