379- در نسبت دانش و پاسخگویی

علت این که برخی دیر به سوالات جواب میدهند، لزوما کمهوشی آنها نیست، بلکه هوش یا دانش فراوان آنهاست.

کسی که در تمام عمر خود، به جز شهر خودش ندیده، اگر بپرسید یک جای دیدنی اسم ببر، بلافاصله میگوید فلانآباد در سهکیلومتری شهر. ولی کسی که کشورهای زیادی را دیده، چگونه میتواند بدینسادگی نامی ببرد؟ منمن میکند، تعلل میکند، سبک و سنگین میکند...

 

گاه شما از کسی میپرسید به نظر تو چگونه میتوان فلان کار را کرد؟ و بهسرعت جواب میدهد. گاه شخص آنچنان خلاق است که دهها راه همزمان به ذهنش میرسد که امکان ندارد به ذهن شما خطور کند. جالب این که اینطور مواقع از سوی اشخاص «نرمال»  به خنگی هم متهم میشود:

«آخر چطور به ذهنت نمیرسد؟ جواب این است دیگر!»

غافل از این که این شخص آن‌چنان در ذهنش تا دورها رفته که این جواب بهظاهر بدیهی را کیلومترها پشت سر گذاشته است.

*

شاید بتوان افراد را در سه طیف قرار داد:

 

خطی: کسی که معلومات اندکی دارد  و جهانش بسیار ساده و به همان نسبت تصمیمگیریهایش راحت و آسان است. چنین کسی معمولا –به علت تجربهنکردن دیدگاههای دیگران- تسامح کمتری هم دارد. چون نمیتواند تصور کند طرز فکر دیگر، اندیشه دیگر، راهحل دیگری هم ممکن است باشد.

 

درگیر: افراد درگیر، معمولا هرچه بالاتر میروند و پیچیدگیهای عالم را بیشتر درک میکنند، تساهلشان بیشتر میشود. گزینههای بیشتری برای پاسخ به سوالات دارند ...

 

استثنا: دسته بسیار نادری هم هستند که از فراوانی علم، مانند دسته اول بهسادگی تصمیم میگیرند. من اولیاء الهی یا نوابغ علمی را (البته تنها در علم خودشان) را در این دسته قرار میدهم. مثلا علی (ع) در جواب پیچیدهترین سوالات، بیتامل پاسخ میداد. این نشان از حضور در قلهای است که البته، کمترکسی بدان میرسد.

 

به همین نسبت، موهبت ساده‌بینی و خلوص در دسته دوم کمتر است.

مثلا یک تحصیل‌کرده فلان رشته‌ی خاص، نمی‌تواند به‌سادگی یک کودک، زیبایی یک پدیده را ببیند و از پس فیلترهای فراوان ذهنی خود به موضوعی نگاه می‌کند. حال آن که افراد خردمند و روشن‌بین بسیاری، بیسواد هستند. دلیلش آنست که بدون واسطه و مستقیم با هستی ارتباط برقرار می‌کنند و در هزارتوی آموخته‌هایشان گرفتار نمی‌شوند...

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳
تگ ها :