38- مناظره هوميوپاتی و پزشكی رايج

قرار بود براي امروز يك مطلب ديگر بنويسم كه يك‌دفعه برنامه‌ي سانسورشده و مثله‌شده‌ي مثلا علمي شبكه چهارم صدا و سيما پخش شد. (مناظره‌ي بين پزشكان و هوميوپات‌ها، اگر ديده باشيدش.(

 

وظيفه‌ي خود مي‌دانم حداقل از طريق اينترنت، نكات زير را به اطلاع برسانم و اميدوارم شما نيز چنانچه با كسي برخورد كرديد كه هنوز آن قدر ساده‌لوح است كه آن مناظره‌ي سانسورشده را باور مي‌كند، آگاهش كنيد يا ارجاعش دهيد به اين نوشته:

 

 1 اين مناظره كاملا تحريف‌شده و يك‌سويه پخش شد و تمامي قسمت‌هايي كه هوميوپات‌ها پزشكان را مجاب كردند و كاملا شكست دادند حذف شده بود.

 

 2 اين مناظره آن قدر براي جامعه‌ي هوميوپاتي موفقيت‌آميز بود كه صدا و سيما ماه‌ها آن را پخش نكرده و در بحبوحه‌ي مسايل سياسي نزديك 18 تير و نيز جراحی دوقلوهای درگذشته - خداوند آنها را بيامرزد-  پخش كرده كه كمترين بيننده را داشته باشد و آن هم به صورت كاملا سانسورشده.

 

 3 افرادي كه باعث چنين سانسورهايي شده‌اند را چه مي‌توان ناميد؟ آنها به‌خوبي مي‌دانند كه هوميوپاتي تا چه در درمان اصولي و پايدار و بي‌خطر بيماري‌ها موفقيت دارد و تنها از سر غرض باعث سانسور اين برنامه شدند. وقتي برخی از پزشكان و متخصصان طب رايج مي‌گويند اگر هوميوپاتي را قبول كنيم بايد در دكانمان را تخته كنيم، يعني چه؟ يعني سوگند پزشكي و جان بيماران و سلامتي مردم كشك. همه‌چيز فداي هيكل سرتاپا خودخواهي و منفعت‌طلب ما.

 

 4 اگر مسوولان صدا و سيما مي‌دانند كه اين برنامه سانسورشده، واي به حالشان كه به خاطر تخته‌نشدن دكان يك مشت انسان‌نماي بي‌شرف* – كه وظيفه‌شان آگاهي‌دادن به مردم، ترويج سلامتي و بهزيستي مردم، درمان بيماران و خصوصا طبقه‌ي محروم و مستضعف است-  اجازه‌ي چنين سانسوري را مي‌دهند، حال آن كه می‌دانيم درمان هوميوپاتي تا چه حد ارزان و مقرون به صرفه است. اگر هم نمي‌دانند، واي به حال آنها به خاطر اين بي‌خبري‌شان، كه اجازه مي‌دهند از طريق گسترده‌ترين رسانه‌ي كشور، مردم از يك روش بسيار علمي و كارآمد و سودمند محروم شوند و همچنان در چاه ويل پزشكي رايج، روز به روز بيمارتر و بيچاره‌تر شوند!

 

 ۵ اگر خواننده‌ اين مطلب آن‌قدر سياست‌زده است كه فكر مي‌كند اعتراض‌كردن به اين مسايل بي‌اهميت است  برايش متاسفم. چون جامعه‌اي كه مردمش ندانند براي بيماري و سلامتي خود چه بايد بكنند جامعه‌اي است بيمار (همچنان كه جامعه‌ي ما چيزي كه بسيار دارد بيمار است) و مردم بيمار، چه كار درست و حسابي مي‌توانند بكنند؟ مردمي كه استامينوفن‌خوردن براي سردرد را جزء آگاهي‌هاي عمومي مي‌دانند و يخچال‌هاي خانه‌هايشان پر از انواع داروهاي شيميايي است! مردمي كه افتخارشان تجويز سرخود مواد شيميايي فوق‌العاده مضر با عوارض وحشتناك است؟ چه بگويم؟ (خدايا! ما كي آدم مي‌شيم و از جهل و ناداني در مي‌آييم؟)

 

 ۶ من متاسفم كه صدا و سيما در زمينه‌ی احترام به آگاهی‌های عمومی و داشتن بازخور مناسب آن قدر ضعيف عمل می‌كند كه تنها دست‌آويزی كه برای اعتراض افرادی معمولی مثل من باقی می‌ماند، اينترنت است. خودشان كه روزی هزاربار قربان‌صدقه‌ی خودشان می‌روند. هزار ماشاءا... !

 

  

* درباره‌ي كلمه‌ي بي‌شرف- من معمولا خيلي مودبانه مي‌نويسم و لابد در اين 38 نوشته ديده‌ايد. ولي آن سانسوركنندگان برنامه‌های علمی كه آن قدر پست هستند كه به قيمت منافع شخصي خودشان، حقيقت علمی را مي‌پوشانند و آگاهي و سلامتي مردم هم‌ميهن خود را – حداقل بينندگان تلويزيون را- به همين راحتي قرباني مي‌كنند لايق همين كلمه هم نيستند!!!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٩
تگ ها :