375- از او (3)

معلمی که میخواد دانشآموزان چیزی یاد بگیرند، یکی رو با تنبیه، یکی رو با تشویق، یکی رو با جایزه ... به راه علم میکشونه. دانشآموز، به هوای جایزه هم درس بخونه، از ترس کتک هم درس بخونه، به هرحال بهتر از اینه که بیسواد و بیدانش بزرگ بشه. دانشآموزی هم که ارزش دانش رو فهمید، دیگه درس و نمره و جایزه بهانه است. خودش میدونه چه بکنه.

 

*

نیایشهای شیعی، از زبان شاگردزرنگهای مدرسه‌یتوحید، چون علی و زینالعابدین (ع) جاری شده. بگذار عدهای برای چنان جوایزی هم که شده از خدا بترسند یا او رو بپرستند. درخت و جوی شیر و عسل و حوری چه داره که علی رو به کار بیاد؟ یک پیرو کوچک علی هم نمیخواد خدا رو برای چهارتا جایزه کوچک مثل میوه بهشتی و حوری سیاهچشم بپرسته. اینها که همینجا هم هستند. جایزه کوچک برای شاگردتنبلهاست. علی که هستی رو در مشت داره کجا و سایه درخت بهشتی کجا. علی خودش، سایه بهشت بر سر اهل زمینه. جایزه علی، خداست.

چهره راستین اسلام عاشقانه رو باید در همین نیایشها جستجو کرد. همان دسته سوم. بندگان عاشق.

 

*

اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شیء ...

خدایا تو رو به اون «رحمتت» که «همه چیز» رو فراگرفته، حتا من بنده کوچک رو هم رحمت تو فرا گرفته

یا الهی و سیدی و مولای، صبرت علی عذابک، فکیف اصبر علی فراقک ...

ای خدا، آقای من، همه چیز من، اگر علی رو عذاب کنی تحمل میکنه، ولی دوری تو رو چه کنه!

فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک ...

چطور تحمل کنه که بهش گوشهچشمی نداری؟

یا سریع الرضا اغفر لمن لا یملک الا الدعاء ...

ای خدایی که خیلی سریع راضی میشی، بنده به جز دعا چی توی دست و بالش داره؟ بنده چی برای پیشکش بیاره که در برابر تو ارزشی داشته باشه؟ ... (1)

 

*

این خدا چقدر با خدایی که گمان داریم فرق داره. خدا عجب خدایی است که می‌تونی اینطوری صداش کنی:

 

یا مجیب الدعوات ...

ای کسی که تا صدات میکنم جواب میدی. من کر شدم که جوابت رو نمیشنوم ...

یا رفیق ...

ای دوست، ای رفیق، من بدبخت رو بگو که عمریه دنبال یک رفیق خوب میگردم. تو کنارمی و من نمی‌فهمم ...

یا ملجا کل مطرود، یا ملجا العاصین ...

ای پناه راندهشدهها، ای پناهگاه آدمهای سرکش و گناهکار. در همه شهر،  کسی جز تو به ما محل نگذاشت ...

یا باسط الیدین بالرحمه ...

ای کسی که آغوش باز کردی و میگی بیا ! ...

یا عماد من لا عماد له، یا فخر من لا فخر له ...

ای تکیهگاه افراد بیتکیهگاه، ای افتخار مردمان بدون افتخار. عجب خدایی هستی که من ناچیز بهت تکیه کنم. بهت افتخار کنم. اگر کسی بپرسه شما؟ سرم رو بالا بگیرم و بگم بنده خدا هستم. عجب افتخاری دادی به من ...

یا من هو فی عفوه یطمع الخاطئون ...

ای کسی که اینقدر مهربانی که چون از گذشتت مطمئنم هی گناه میکنم ...

یا شفیق من لا شفیق له ...

ای دلسوز کسانی که  تنها سنگ صبورشون تویی ...

یا من بابه مفتوح للطالبین ...

ای کسی که در خونهت برای جویندگان همیشه بازه ... (2)

-----

(1) بخشهایی از نیایش کمیل

(2) بخشهایی از  نیایش جوشن کبیر

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸
تگ ها :