374- از او (2)

شاید بتوان گفت تمام پیامبران و عارفان و اهل دل، حرفشان این است که ضمیری به جز «او» وجود ندارد. چه دنیایی باید باشد دنیایی با یک ضمیر! 5 ضمیر دیگر را تعطیل کن. نه من، نه تو، نه ما، نه شما، نه ایشان. عرب‌ها را بگو که باید 13 ضمیر را تعطیل کنند که فقط «هو» بماند.

 

اگر مردمان سرگرم «او» بودند، اگر حرف حرف «او» بود، خبر خبر «او» بود، دعوا سر «او» بود، رقابت برای خوشحالی «او» بود، چه کسی وقت جنگ و دعوا و حسادت و کینه و قتل و دروغ و نامردمی داشت؟ مشتی هم اگر گره می‌شد برای کوبیدن بر در «او» بود. افسوس که بندگان عاشقی را از یاد بردند.

 

برای بیشتر ما بندگان، خداوند یک تصور است. نه می‌توانیم نفی و اثباتش کنیم، نه آنطور که باید و شاید حسش کنیم، نه لذتی از حضور او در زندگانی خویش ببریم. خدا را خواسته‌ایم برای «من». بالاخره یک چیزی باشد که این «من» بی‌ارزش به آن آویزان شود و همه حقارت‌ها و ضعف‌ها و ترس‌ها و مشکلاتش را پشت آن قایم کند. ندیده‌ای تا سیر و پر و بیمه و باآتیه می‌شوی خدا فراموشت می‌شود؟ چون دیگر نیازی به او نداری. خدا را می‌خواستی تا به این‌ها برسی دیگر.

 

علی بزرگ می‌گوید که پرستندگان «او» سه دسته‌اند: بنده ترسو، معامله‌گر تاجر و پرستنده‌ی عاشق.

اگر انسان‌ها عاشق بودند چه جهانی می‌داشتیم!

 

یا «هو»! نیک می‌دانی  که هر کار می‌کنم ته دلم یا برای خوشایند «من» است یا «ایشان». این ماه رمضانی توفیق بده که اگر شده، یک کار هم برای «او» بکنم. «او» کمیت‌گرا نیست. یک‌دانه را هم می‌خرد. آمین!

*

این فایل pdf، تمام نوشته‌هایی است که در این وبلاگ درباره رمضان نوشته شده است. به احترام توجه برخی دوستان، یکجا جمعشان کرده‌ام که با کندی اینترنت ایران، خیلی به زحمت نیفتند.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱
تگ ها :