373- از او (1)

در روزگارانی که دانشجو بودیم، نظر گروهی از دوستان، بر این بود که بیدینبودن خیلی سخت است. یک شخصی که نمیخواهد مثل بقیه اسلامی ولو ظاهری داشته باشد باید سختیهای زیادتری را به جان بخرد. مثل همین ماه رمضان که باید به هر مصیبتی که شده، یواشکی رفت و غذایی خورد.

 

نظر شخصی من در آن دوره این بود که دینداری واقعی بسیار دشوار است و هرچه از آن زمان گذشته، بیشتر بر این نظر خود راسخ شدهام که اصولا هرهریمذهببودن، خشکمقدسبودن و بیدینبودن، هر سه بسیار ساده هستند و اتفاقا چندان پیچیدگی و اندیشمندی عمیقی بر آدمی تحمیل نمیکنند.

 

کسی که هرروز به سازی میرقصد و کسی که به جز رساله شرعیه هیچ دغدغهای ندارد و آن دیگری که خدا را یکسره تعطیل کرده و راحت شده، چه نگرانیای میتوانند داشت؟

 

آنچه بسیار دشوار است، دینداری واقعی و بدون توجیه و ظاهرسازی است.

 

نمونه آن، دینداری اجتماعی است. یعنی زمانی که فرد در جامعه قرار میگیرد و در برابر رفتار خود نسبت به دیگران، جامعه و حتا بشریت، کره زمین و آفرینش احساس مسولیت میکند. این بخش از دین است که مهجور و متروک مانده و گاه گمان میکنم که اصلا جوهر دین، همین بخش است.

 

دشوارتر از آن، توحیدیزیستن است. یعنی این که واقعا زندگی و اندیشه و روح آدمی، رنگ و بوی خدایی بدهد. من مثلا دیندار چقدر حضور خداوند را در زندگیم  لمس میکنم که فلان شخص بیدین؟ مگر نه این که هردو از این لحاظ همارزیم؟ چقدر باور به خدا، زندگی مرا تحت تاثیر قرار داده؟ چقدر رکوع و سجودم، قیام و قعودم، نعبد و نستعینم واقعا برای خداست؟ ... که نیست! چقدر گشادهدستی و مهربانی و صفا و خدمت به خلقم با یک بیدین تفاوت دارد؟ که ندارد ... و چه بسا بدتر هم هست. چون او برای بسیاری از کارهایش، توجیه شرعی نیز ندارد و من دارم. اصلا اگر واجبات را کنار بگذاریم (نماز و روزه و ...) گویا هیچ فرقی بین من و او نیست و شاید هم بتوان گفت او بهتر است.

 

و وجه دیگری که به نظر من دیندار و بیدین هردو میتوانند زیرمجموعه آن باشند و بسیار دشوار است، آزادگی است.

 

تا جایی که شناختهام، تشرع محض آزادگی نمیآورد، بیدینی هم آزادگی نمیآورد. ولی توحید واقعی چرا و اگر کسی مومن است و آزاده نیست، علتش آن است که خداوند آن گونه که باید، در زندگیش حضور ندارد. ممکن است شخصی بیدین باشد، ولی آزادهتر از یک دیندار باشد که فرمایش حسین (ع) تاییدکننده همین است. «اگر دین ندارید، آزاده باشید.»

 

هرچه هست جای خالی خدا را عجیب حس میکنم و گمان دارم این عمر لاکردارمان به سرعت و بیاو پیش میرود و ما همچنان در خوابیم.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٥
تگ ها :