371- در ایران (3)

در تهران هستم. رانندگی در این شهر دل و جراتی میخواهد که کاملا از توانم خارج است. اینجا دستو‌‌فرمان مردم عالی است و قانونمداری در رانندگی، افتضاح. درست برعکس دبی.

*

تقریبا منزل هر قوم و خویشی که میروم کامپیوترشان ویروسی است. شاید هم نباید توقعی داشت. در کشوری که از لحاظ اینترنتی تحریم است نمیشود بهسادگی آنتیویروس را بهنگام کرد.

*

تقریبا همه خانهها کامپیوتر دارند و اینترنت. اما اختلاف سطح آگاهی مردم در حوزه اینترنت هم واقعا چشمگیر است. چیزی شبیه اختلاف سطح قرن یک و قرن بیست و یک. دبی هم همین طور است.

*

آیا من مشکلی دارم که نمیتوانم در جمع مردهای دیگر درباره موبایل و ماشین و خانه و بازار و فوتبال و پلیاستیشن و زن و سیگار و لیگ برتر صحبت کنم؟ چنانچه بپذیریم حق با اکثریت است حتما من مشکلی دارم.

*

تلویزیون دارد با پخش فیلمهایی به مردم هشدار میدهد که خوب رانندگی کنید. صدالبته رانندگی در ایران واقعا وحشتناک است و پلیس حق دارد تذکر بدهد، ولی نباید فراموش کرد که خیابانها و جادهها هم مناسب نیستند. واقعا طراحی مناسب خیابان و جاده تاثیر بسزایی در جلوگیری از حوادث دارد. در دبی خیابان بدون خطکشی پیدا نمیشود، همیشه تابلوهایی دقیق و دوزبانه در فاصله مناسب قبل از تقاطعها وجود دارد، هرگاه به سمت راست و چپ بخواهید بروید، خیابان عریض میشود که ترافیک مسیر اصلی دچار اختلال نشود، خیابانها فاقد چاله و دستانداز است ... شخصا در این سفر، چندراهیهای بدون تابلوی زیادی در محورهای خراسان و اصفهان و چهارمحال دیدم که خصوصا در شب مشکلات زیادی برای رانندگان درست میکرد. گاهی چند جاده به شکل بسیار خطرناکی به هم میرسیدند که بهراحتی باعث تصادف می شدند ... نمونه بسیار بود ...

*

قرار است چهارشنبهشب در یکی از پارکهای تهران، بعضی دوستان قدیمی را بعد از 4-5 سال ببینم و از این بابت واقعا خوشحالم. (شماره بسیاری از دوستان را ندارم که با آنها هماهنگ کنم. تا دیر نشده به من ایمیل یا تلفن بزنید که زمان و مکان را خدمتتان بگویم، بلکه ببینیمتان. دوستانی که پیام میگذارید: و متهم میکنید اولا ده روز اینترنت نداشتم، دوم این که زنگ زدم گوشی برنداشتید، سوم این که شماره عوض کرده بودید!)

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٦
تگ ها :