۳۷- از کل گسیختن

currency

همون طور که همه می‌دونیم یکی از احمقانه‌ترین کارهایی که ممکنه یک نفر بکنه اینه که یک اسکناس مثلا هزارتومنی رو نصف کنه و فکر کنه ارزشش هر جزء هم نصف (یعنی دوتا پانصد تومنی) می‌شه! آفرین! مرحبا! Excellent ! همه می‌دونیم که اون دو تکه اسکناس دیگه دوزار هم نمی‌ارزه!
اما نمی‌دونم چرا خیلی‌ها نمی‌فهمن که تقریبا تمام پدیده‌های آفرینش نیز –که بسیار پرارزش‌تر از یک اسکناس هستند– قابل تفکیک و انقسام به اجزا نیستند و باید به شکل یک کلیت شناخته بشن. فیل مولانا رو به یاد بیارید. فیل، بادبزن و ستون و . . . نیست. فیل، فیله!
انسان، فقط کله و پاچه و قلب و کلیه و معده و دست و پا و مغز نیست. انسان، فقط اندیشه نیست. انسان، فقط روح نیست. انسان هم یک کلیته. وجودی، عالمی، جهانی در ابعاد مختلف که همه، مراتب وجودی اون رو تشکیل می‌دن. طیفی که یک سرش جسمه و یک سرش روح. وقتی یک نفر می‌گه «من» -آگاهانه یا ناآگاهانه- تمامی این طیف رو داره به خودش نسبت می‌ده و خودش رو به من‌های مثله‌شده تبدیل نمی‌کنه!
تمامی پدیده‌های جهان در صورتی درست شناخته می‌شن که اون‌ها رو از کل تفکیک نکنی و این یک Shortcut مهم در Desktop حیاته که اگه روش دوبار کلیک کنی، می‌بینی اون پشت چه خبرها که نیست! تو خودت مهم‌ترین میان‌بری. می‌دونی چی می‌گم؟


*
توجه: موسیقی این وبلاگ در روز 18 تیر، به احترام آن روز، سکوت خواهد بود! به گیرنده‌های خود دست نزنید!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٤
تگ ها :