341- سونامی اطلاعاتی

این توفان یا شاید هم سونامی اخبار و اطلاعات، مرا نگران میکند.

تا بخواهی خبر و عکس و اطلاعات و ویدئو. سیلاب اطلاعات.

 

ولی این همه خبرخوانی و خبردوستی و خبررسانی، بشر را به پرتگاه بیخبری کشانده. چون خبرخوانی محض، فرصت تفکر را از آدمی میگیرد. وقتی چشمت به همهجاست، به جز مسیر، شاید اصلا بزنی به ناکجاآباد. نکته طنز آن که دیگر آستینبالازدن هم بیمعنی شده. مثلا جایی آتش میگیرد. هزاران خبر و ایمیل و پیامک که آی آتش! ولی کو کسی که از دنیای رسانه بیرون بیاید و آتش را خاموش کند؟

 

به خدا پناه میبرم از اتلاف وقت بیهوده در روزنامه و وبسایت و ماهواره ... از تمامی ابزارهایی که فقط در خدمت یک چیزند: سرگرمی (Entertainment) و دیگر هیچ! چه خالی شده این سرمان که باید به زور، گرمش کرد! لابلای این فوج آمار و ارقام و اخباری که مانند هجوم ملخ، مزرعه وجودت را درمینوردند و چیزی از تو باقی نمیگذارند، چهار کلمه حرف انسانساز نمییابم. دو کلمه حرف حساب!

 

و بسیار از خود میپرسم که آیا این چیزی که در وبلاگم مینویسم به دردی میخورد یا ننویسمش؟ و چه بسیار نوشتهها که نمینویسم، که میترسم آنچه نوشتهام به هیچ دردی نخورد.

 

این تصمیم را چندسال پیش برای ایمیلفرستادنهایم گرفتم و شاید حجم ایمیلهای فورواردیام به یکصدم قدیمها رسیده باشد. از خود میپرسم که آیا میارزد دوستم وقت بگذارد و این مطلب را بخواند؟ آیا ثمری از دیدن یا ندیدن فلان عکس، موسیقی، خبر یا تفسیر عایدش میشود؟

 

و اغلب به جواب نه میرسم.

شاید سخت میگیرم. شاید اشتباه میکنم. ولی میدانم که از این هجوم بیخبری میترسم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥
تگ ها :