332- روز دهم

یکی از تکاندهندهترین صحنههای عاشورا برای خود من، صحنه شهادت جون، در دامان امام است. غلام سیاهپوست بیبهره از زیبایی جسمانی،  که در دامان آقایش میمیرد و آخرین چیزی که میبیند جمال دلربای اوست و آخرین حرفهایی که در گوشش زمزمه میشود صدای او.

چندین بار سعی کرده ام چشمانم را ببندم و در عالم خیال تصور کنم که سر بر دامن حسین گذاشتن یعنی چه! عجب توفیقی است که در آخرین لحظه عمر، نه فقط آن که امام عصرت در کنارت باشد، که بیشتر از آن، سر بر دامان او بگذاری و بروی! عجب رفتنی است و چه تفاوتی دارد با مردن بر اثر خوردن و ترکیدن و صدجور مرگ ناجور دیگر...

*

تکمیلی در شب اول ژانویه: امشب کلیه جشنها در دبی به خاطر همدردی با مردم غزه لغو شد. هرسال مثل امشب راس ساعت 12 نیمه‌شب در کنار برج العرب مراسم آتشبازی بود و بسیاری از هتلها نیز جشنها و مهمانیهای ویژه خود را برگزار می‌کردند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
تگ ها :