329- الغدیر

در دور و زمانه‌ی عجیبی هستیم که گویا دوست‌داشتن هم مساله‌ای انحصاری شده. مثلا من که کارتون می‌بینم و موسیقی شرقی و غربی با هم گوش می‌دهم و هم از شجریان لذت می‌برم و هم -چه می‌دانم- از eminem، حق ندارم از علامه طباطبایی یا ملاصدرا یا ائمه در وبلاگم صحبت کنم.

چه این مباحث برای گروه خاصی است که لیاقت دوست‌داشتن انحصاری انبیا و اولیا و ائمه و بزرگان معنوی را دارند و یکی مانند بنده که در نوشته قبلی از Shaun the Sheep صحبت کرده، شهروند غربزده‌ای محسوب می‌شود که علی را – که دربست متعلق به جمع خاصی از مومنین  و مومنات با عادات و روحیات و خلقیات خاص است- نمی‌تواند و نباید دوست داشته باشد و به او احساس تعلق کند. جهانی که خدا در آن انحصاری است و به خاطر خدا، مردم یکدیگر را می‌درند و با بمب به میان جمعی می‌روند، چرا علی در آن انحصاری نباشد؟

*

انسان‌های بزرگ، کمابیش مظلوم و ناشناخته‌اند. یکی از آنها علامه امینی است که چهل سال از عمر خود را به عشق علی، صرف تالیف مجموعه سترگ الغدیر نمود. مجموعه ای که علامه به خاطر آنها سفرهای بسیاری کرد و به گفته زنده‌یاد دکتر شهیدی، ده‌هزار کتاب را کلمه به کلمه به خاطر آن خواند و به صدهزار کتاب مراجعه مکرر داشت. آن هم با حجم کاری فراوان که گاه به روزی هجده ساعت می‌رسید. 

انسان‌هایی در این حد کوشا و راسخ در اعتقاد و هدف، همیشه برای من شگفت‌آور بوده‌اند و همیشه به این مساله اندیشیده‌ام که چگونه انسانی برای چنان کارهایی، چنین انگیزه‌هایی می‌یابد که فارغ از مشکلات رایج زندگی و همسر و فرزند و ... اینچنین سراپا وقف شود؟

 

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٦
تگ ها :