302- درباره طب مکمل (جایگزین)

 

 

وجه بارز طبهای مکمل (جایگزین)* مانند هومیوپاتی، طب سوزنی، آیورودا، طب چینی، ... در نگاه متفاوت و حکیمانه آنها به آدمی است.

 

 

طب رایج**، در نهایت امر خود، متکی بر دیدگاه جزئینگر است. تفکیک و تکهتکهکردن اجزای آدمی (هرچه ریزتر، بهتر) و درمان او با اصول علم شیمی. یعنی برای شناخت انسان، او را تکهتکه کردند و هر تکه را به متخصصی سپردند. این همان قسمتی است که باعث میشود هیچگاه طب مدرن به نتیجه درمانی مشخصی نرسد. چرا؟ چون از رابطه و تعامل بین اعضا و اجزا غافل میماند. حال که دیگر متخصص اعضاشدن هم قدیمی شده و دست به دامان اتم و مولکول شده اند. ببینید. روش اشتباه است. هرچه ریزتر بشوند باز هم چون مسیر صحیح نیست، به جایی نخواهند رسید. انسان صرفا مولکول نیست، صرفا اتم نیست، صرفا DNA نیست. روح و اندیشه و احساس هم هست. در دنیای اتمها، چه فرقی است بین انسان و کامپیوتر و هویج؟ همه از اتمها و ذرات تشکیل شدهاند. پس چه چیزی وجه تمایز انسان، کامپیوتر یا هویج است؟ عناصر سازنده که یکی هستند!  نه این است که روح و کلیت و ماهیت آنها متفاوت است و این ماهیت، چیزی جدای از آن مولکول‌ها و اتم‌هاست؟

 

شما هیچگاه نمیتوانید سیستمی را با شناخت جداجدای اجزای آن بشناسید و برایش نسخه بپیچید. شما هرگز نمیتوانید با شناخت تکتک محلهها و خانههای تهران، بگویید تهران چگونه جایی است. نمیتوان با شناخت اتاقها و کارمندان یک وزارتخانه، گفت که کارهای آن وزارتخانه در یک کشور چیست؟

این مساله، واقعا ساده است. در یک سیستم، ارتباط بین اجزا، تعیینکنندهتر از خود اجزاست. آیا باور ندارید که مشکلات عصبی شما ممکن است باعث زخم معده شود؟ حال برای درمان آن زخم، مدام پیش متخصص معده بروید. که چه؟ مبارزه با میوه، به جای مبارزه با ریشه! در یک شهر، هماهنگی بین ادارات و نهادها مهمتر از تکتک آن نهادهاست. در یک تیم ورزشی، برنامه مشخص برای مسابقه، مهمتر از داشتن ستارههای بیهدف و بی‌ارتباط در میان زمین است. انسان، به عنوان نمونه اعلای یک سیستم پویا، مجموعه‌ای متشکل از هزاران هزار عامل موثر بر یکدیگر است.

 

با دیدگاه خطی و  یکجانبهنگر علم روز، فقط یک جنبه را میتوان دید. اما مگر آدمی، یک جنبه دارد که تا سردرد گرفت، به او استامینوفن بدهیم؟ این سطحیترین نگرش به درد است. شاید دهها عامل و کنش و اکنش باعث این سردرد شده. طب رایج به جای درمان، بلافاصله درد را ساکت میکند و چشم بر عوامل آن می‌بندد. مثل سازمانی که وجود مشکلاتش را تکذیب می‌کند.چون هیچ مکانیسم مشخصی برای مواجهه با علت‌های اصلی ندارد، تسکین را به جای درمان در اذهان جایگزین کرده است. مثل دولت‌هایی که به جای طرحهای زیربنایی برای اقتصاد، مرتب از روشهای موقت و مسکن استفاده کنند. درد را درمان کنید، تسکین درد تا کی؟

طبهای مکمل (جایگزین)، مسکن نیستند. درمانگرند. چون انسان را به گونهای که شایسته اوست میبینند: یک سیستم پویا، نه مجموعهای از اعضای بیارتباط با یکدیگر.

 

* در بعضی کشورهای دنیا، به طبهایی مانند هومیوپاتی، طب سوزنی و ... طب جایگزین (Alternative medicine) و در بعضی کشورها طب مکمل (Complementary medicine) گفته میشود.

** دقت کنید که بحث فوق ارتباطی به جراحیهای رایج ندارد که بیشتر یک مهندسی بدن است تا شیوه درمانی. علم بهداشت یا بر فرض کمکهای اولیه هم در بحث فوق قرار نمیگیرند. منظور، شیوه رایج جزءنگر برای درمان بیماریهاست که طبق اصول هومیوپاتی، در اغلب موارد، روشی ناکارامد خواهد بود.

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٥
تگ ها :