299- هوا ا... الخالق الباری المصور

این خالقبودن خداوند مبحث غریبی است. میگویند خداوند عشق را آفرید. عقل را آفرید.  انسان را آفرید. یعنی عقل چیزی جز خدا بود و وجود نداشت؟ یا عشق؟ یا انسان یک مخلوقی جدای از خداست که وجود نداشته و خداوند او را از عدم آفریده؟ یعنی خدا، در دایره وجودیش کم و کسری به نام انسان داشته؟ میدانید چه می‌خواهم بگویم؟

 

از ریاضیات جدید میدانیم که مجموعه مرجع M واجد تمام زیرمجموعههاست. کل کلهاست. حال اگر در درون این مجموعه، یک چیزی جداگانه خلق شود و بعد زیرمجموعه M بشود، فکر نمیکنید آن مجموعه، در مرجع‌بودنش نقصان داشته؟ مرجع کاملی نبوده؟ چه، آفرینش در زمان معنی مییابد، حال آنکه خداوند بیزمان است.

شاید درست‌تر باشد که بگوییم آن زیرمجموعه خاص (مثلا انسان، گیاه، عشق، عقل) همواره جزیی از مجموعه مرجع بوده و هستند، ولی حالا با یک پرانتز مشخصتر شده‌اند. همین. شاید هم بتوان گفت که عشق و عقل و حتا انسان، اصلا خود مرجع هستند. منتها به جای این که بگوییم M ، گفتهایم N !

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤
تگ ها :