293- آیا ماهیگیری بیرحمی است؟

 

این مطلب ماهیگیری یکی دو واکنش شاید عجیب داشت که به دلیل احترام فوقالعاده‌ای که برای دوستان منتقد قائل هستم، میخوام برای نظرشون جواب بنویسم. گفته بودند «... این کار، بیرحمیه و چطور دلت اومد ماهی بگیری و بخوریش؟ تو که در ایام دانشجویی افتخار میکردی که حتا مگس هم نمیکشی؟ ...» و اما پاسخ:

 

1- کسب رزق و روزی حلال، اصلا اشکال نداره. من نه برای تفریح و کشتن یک ماهی، بلکه برای خوردن اون ماهیگیری کردم و اتفاقا برای این کار زحمت کشیدم. خداوند بارها در قرآن فرموده که «از روزیهای پاکیزهای که براتون مهیا کردیم استفاده کنید» اتفاقا اسلام آیین میانهروی است. ما بودایی نیستیم که از کشتن حیوانات نهی بشیم، ولی خوردنشون رو مجاز بدونیم! منتها شرط و شروط داره. من به اندازه نیاز شکمم ماهی گرفتم. ماهی رو بعد از صید دور ننداختم که حیف و میل بشه. آزارش ندادم. به نظر من گرفتن ماهی و انداختنش توی تنگ یا آکواریوم، بهمراتب زشتتر از خوردن ماهیه. چرا که من آزادی اون ماهی رو نگرفتم. او رو از زیستگاه طبیعیش دور و محروم نکردم. زندانیش نکردم. یعنی یک زنده‌بودن زجرآور و ننگ‌آور رو بهش تحمیل نکردم. بلکه به عنوان یکی از دهها صیاد طبیعی اون، صیدش کردم.

اگر دقت کنید خداوند در قرآن صراحتا میگه که «چرا حلال ما رو حرام میکنید؟ چرا از نعمتها استفاده نمیکنید؟»

 

 

2- این یکجور سادهنگری است که شما بهراحتی غذای گوشتی بخورید، ولی قصاب یا صیاد یا ماهیگیر رو بیرحم بدونید. همین که شما اون محصول رو تهیه میکنید، یعنی با نفس کار موافقید. صدالبته صحنه ذبح حیوان خیلی دلخراشه و هرکسی نمیتونه این کار رو بکنه، ولی ماهیگیری اینطور نیست. (کتمان نمیکنم که تا وقتی نفس حیوان رفت، من و همسرم هم احساس خوبی نداشتیم، ولی من شخصا احساس گناه نمی‌کردم، چون اصلا گناهی مرتکب نشده بودم.)

 

3- ماهی در چرخه غذایی طبیعت حضور داره. اگر من صیدش نمیکردم شاید پنج دقیقه بعد یک ماهی بزرگتر یا یک مرغ دریایی صیدش میکرد و نهایتا تاریخ مصرف این ماهی که تمام میشد، ماهیهای کوچک جسدش رو تجزیه میکردند. به هرحال در زنجیره غذایی، این ماهی یک مصرفکننده و مصرفشونده بود. اصلا این ماهی برای همین خلق شده که موجوداتی رو بخوره و موجوداتی بخورنش. این یک سیر کاملا طبیعی و منطقیست و حضور در این چرخه، انسان رو بیرحم نمیکنه.

مثل این برداشت غلط که مثلا میگن شیر یا ببر یا کفتار حیواناتی درنده هستن. خوب اگر این موجودات نبودن که گیاهخواران، گیاه سالمی روی زمین باقی نمیگذاشتند و نسل کلیه موجودات منقرض میشد.

 

4- چنین تفکری رو اگر بخواهید تعمیم بدید، گیاهخواری هم نباید بکنید. مگر با دروکردن محصولات کشاورزی و از ریشهدرآوردن گیاهانی مثل سیب‌زمینی و چیدن میوهها، اونها رو از حیات جدا نکردید؟ حالا چشم و گوش معنوی ما باز نیست و به اون راحتی که ذبح یک گوسفند آزارمون میده، ناله یک گندم قطع شده و دروشده و کوبیده شده رو نمیشنویم. این بیرحمی نیست. گندم آفریده شده که درو  و خورده بشه و نقش خودش رو در سیر ماده-انرژی جهان طی کنه.

 

5- اینکه امیرعلی میگه جناب شیخ رجبعلی خیاط از صید نهی فرموده باید دید کی این حرف رو گفته، به کی گفته؟ مثلا من یادمه که ایشون ذبح گوساله جلو چشم مادرش رو شدیدا نهی کرده و فرموده بود فرزند یک قصاب به همین دلیل بیمار شد و مرد. چون قصاب دل مادهگاو رو خون کرده بود! ولی همین ایشون فرموده خداوند دوست داره انسان به خاطر رزق و روزی خونوادهش خود رو به زحمت بندازه و عرق بریزه. ایشون بارها افراد رو تشویق به خرید گاو و گوساله، ذبح اون‌ها و تقسیم گوشت بین فقرا میکرد تا مشکلات شخص با این صدقات حل بشه. حواریون حضرت مسیح صیاد   و شکارچی بودند! اغلب پیامبران چوپان بودند. چوپان دیدید که گوسفند ذبح نکنه؟ یکی از احکام حج، قربانیکردنه!

 

6- اصولا از دیدگاه عرفانی اگر به قضیه نگاه کنیم، سیر تمام موجودات به سوی انسانشدن و سیر تمام انسانها به سوی «انسان کامل» شدنه. بنابراین انسان بیشترین لیاقت رو در استفاده «صحیح» از نعمتهای جهان داره.

 

7- من هنوز هم افتخار میکنم که هیچ ماهیای به تنگ ننداختم و هیچ پرندهای در قفس. هیچ حشرهای رو صرفا به دلیل اینکه دلم خواسته نکشتم و خیلی وقتها مثلا وقتی یک عنکبوت توی خونه است، با هزار زحمت سعی میکنم از پنجره بفرستمش بیرون. هیچوقت مورچهای رو که در سفره راه میره با اشاره انگشت له نکردم، سالهاست که مگس نکشتم ... چرا که این موجودات حق زیستن دارند. ولی من هم به عنوان یک موجود زنده حق زیستن دارم و در این راستا هیچ اشکالی نداره که از خوراکیهای پاکیزه (طیبات) الهی استفاده کنم و نقش خودم رو در چرخه حیات ایفا کنم. اینطور نیست؟

 

8- همه این حرفها رو خداوند در یک جمله فرموده: «بخورید و بیاشامید، ولی زیادهروی نکنید.» ما هرچه میکشیم از این زیادهروی میکشیم.

  

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸
تگ ها :