289- پدیده‌ای به نام افشین قطبی

من از همان اوائل حضور افشین قطبی در ایران، طرفدارش شده بودم. اصلا مشخص بود که قطبی در ایران بزرگ نشده، چطور بگویم، ایرانی نشده!

مسوولیت در پاسخگویی، اعتراف به اشتباهات، مصاحبه‌های مودبانه و جوانمردانه، کلام و منش درست و حسابی ... چقدر جامعه ورزشی ما و به‌ویژه فوتبال ما با آن جو لمپن‌سالار و پدرسالار و فحش‌ناموسی‌سالار و آن قیافه‌های حق به جانب بی‌ادب همیشه معترض که داور و زمین و آسمان را مقصر می‌دانستند به چنین چهره‌ای نیاز داشت!

من به عنوان کسی که اصولا از اخبار ورزشی (به جز  موفقیت‌های ملی) خوشم نمی‌آید و در سراسر عمرم یک بار هم مشتری برنامه‌های صددرصد فوتبالی مثل 90 نبوده‌ام، خوشحالم که قطبی جام را برد. نه به دلیل اینکه مربی پرسپولیس بود، نه به این دلیل که اصلا مربی فوتبال بود، بلکه از این لحاظ که یک مدیر خوب بود.

به نظر من، ما به چنین پدیده‌ای احتیاج داشتیم. نه فقط ورزش کشور، که مدیران کشور به چنین الگویی احتیاج داشتند. قطبی نشان داد که می‌شود از خارج به ایران برگشت، در جوی به آشفتگی فوتبال ایران وارد شد، با فضای بی‌فرهنگ حاکم بر یک سیستم مقابله کرد و موفق شد. نشان داد که در یک سیستم خراب هم می‌شود آبادانی ایجاد کرد. خوشحالم که قطبی نباخت. شخص من به این نباختن او احتیاج داشتم که به خودم نشان دهم که بالاخره یک نفر در یک زمینه‌ای (هرچند فوتبال) با اندیشه مثبت و صداقت و سیستم فکری مشخص توانست کاری کند. بالاخره ما در این خرابستان مدیریتی، یک آبادی دیدیم!

من خوشحالم که او برد. خوشحالم که صداقت و معرفت و جوانمردی که در او بود، برنده شد. ما به پیروزی افراد صادق در این مملکت احتیاج داشتیم، داریم و خواهیم داشت.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٩
تگ ها :