۲۹- زادروز حضرت عشق گرامی باد !!!

mostafa

 

سلام. بخش‌هایی از دو غزل شورانگیز مولانا، پیشکش حضرت عشق !

او که اکنون، بیشترین ضربه‌ها را از ما (به اصطلاح) پیروان می‌‌خورد و نادان‌دوستان –دانسته یا ندانسته- بهتر از هر دشمن دانایی پیام و رسالت و درد و رنج و شکوه و عظمت او را به سطحی‌ترین شکل خویش رسانده‌اند که با حضور ما، به دشمن نیازی نیست! ما، پیروانی که مصادیق افراد بی‌عمل و نمادهای روزمرگی و ناراستی و بداندیشی و تزویر و نامردمی و دانش‌گریزی و تفرقه و همسایه‌آزاری و ناپاکیزگی و . . . چه بگویم؟ محمد، بسیار تنهاست !

او که اگر نبود، و اگر پیامش را نمی‌شنیدم، . . .، همان بهتر که اگرها را بگذاریم برای بعد. او، که نگار مکتب‌نرفته‌ی ماست که به غمزه مساله‌آموز صد مدرس شد. نگاری که آن پریشانی شب‌های دراز در سایه گیسوی او آخر شد. اسم احمد اسم جمله انبیاست، چون که صد آید نود هم پیش ماست !

بر خلاف همیشه نمی‌خواهم کوتاه و مختصر بنویسم. دوست دارم از شوق او مدام بنویسم و بنویسم. خدایا ! چگونه تو را برای آشنایی با آن جان بی‌قرار و آن پیام‌آور عشق و راستی و نیکی و آن آموزگار دانش‌خواهی و یکتاپرستی و حق‌شناسی و بیدادستیزی سپاس بگویم؟ ای یزدان پاک! بر محمد مصطفا و خاندان او درود فراوان فروریز و تمامی «آزادگان» و «انسان»‌های روی زمین را در «دانستن»، «ساختن» و «شناختن» یاری نمای.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢٧
تگ ها :