288- زلزله چین چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387

دیشب داشتم در شبکه BBC World اخبار نگاه می‌کردم. زلزله چین را نشان می‌داد.

 

گریه مردمانی که هریک عزیزی را از دست داده بودند. حس غریبی مرا گرفت. این بازی نبود. فیلم نبود. گریه دروغین یا ریاکارانه نبود. گریه‌ای واقعی بود. گریه‌ای از جنس شریف -به قول سعدی- آدمیت.

با گریه آنان به گریه افتادم. آنان که نه هم‌نژاد منند، نه هم‌مذهب من،  اصلا درک و شناختی هم از هم نداریم.

 

ناگهان دریافتم که دردهای بشری، یا آن لحظات ناب «آدمیت» زبانی جهانی دارند. اصلا لازم نیست چینی باشی یا چینی بدانی که عمق درد و  احساسات را در آن زن چینی که فرزندی زیر خاک دارد درک کنی. این مقوله‌ها از جنس زمینی و زمانی نیست. انسانی است. به فرمایش مولانا، زبان همدلی است.

*

چنین می‌پندارم که گستره اطلاع‌رسانی، مسوولیت انسان امروزی را بسیار سخت کرده. اگر ندانی فلان گوشه دنیا کودکی دارد از گرسنگی می‌میرد، حرجی نیست، ولی وقتی می‌دانی سرگیجه می‌گیری که چه باید کرد؟ کدام گوشه مشکلات را می‌توان گرفت؟

  

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٥
تگ ها :