284- درباره دبی بیشتر بدانید (2)

با توجه به سفر اخیر نوروزی (281 و 282) و سوال‌های زیادی که دوستان و آشنایان درباره دبی، خرید ملک، وضع زندگی و کار و ... می‌پرسند تصمیم دارم به شکلی واقع‌بینانه درباره این شهر بنویسم. اگر این نوشته را در اختیار دوستانتان هم قرار بدهید ممنونم می‌شوم و امیدوارم این نوشته را تا حد امکان فارغ از غرض و مرض بنویسم و به درد هموطنان بخورد. در واقع احساس وظیفه کردم که به عنوان کسی که 4-5 سال است اینجاست چندخطی بنویسم:

مزایا را در شماره قبلی نوشتم (283)

و اما معایب:

1- در چندسال اخیر سخت‌گیری نسبت به ایرانی‌ها بسیار زیاد شده است. اگر شما یک رفتگر هندی هم باشید، راحت‌تر از یک تاجر ایرانی به شما ویزا خواهند داد. بنابراین فکر نکنید به اینجا که بیایید به‌راحتی اقامت می‌گیرید.

2- با ویزای خرید خانه نمی‌توانید به شکل قانونی کار کنید. ویزای خانه ربطی به ویزای کار ندارد. آژانس‌های مسکن ماهواره‌ای نصف حقیقت را می‌گویند (اقامت دائم) ولی نیمه دیگرش را نمی گویند (نداشتن ویزای کار).

3- ترافیک دبی فلج‌کننده است. حقیقتش این که به نظر من خود حاکمان و سیاستگذاران دبی هم فکر نمی‌کرده‌اند این شهر ظرف سه چهار سال اخیر این همه سرمایه و جمعیت به خود جذب کند و خودشان هم در آن مانده‌اند. به همین دلیل پروژه مترو راه‌اندازی شده که یک سال دیگر اولین فاز آن تمام می‌شود. (من مطمئنم تمام می‌شود. چون وقتی اینجا تاریخ روی پروژه‌ای می‌گذارند، حتما در آن تاریخ به بهره‌برداری می‌رسد. راستی برج میلاد تمام شده؟) اگر این مترو راه نیفتد ترافیک دبی را از کار خواهد انداخت.

4- اگر جهانگرد یا تازه‌وارد هستید، برای یافتن تاکسی بدبخت می‌شوید. اتوبوس‌ها هرچند تمیز و کولردار هستند، اصلا معلوم نیست کی برسند. چون ترافیک مسیرها قابل پیش بینی نیست.

5- وضع اجاره مسکن روز به روز بدتر می شود. در داخل دبی اصلا حق مالکیت وجود ندارد. تمام تبلیغات ماهواره‌ای فروش مسکن برای بخش‌هایی است که در آن اجازه مالکیت وجود دارد و به آنها مناطق آزاد گفته می‌شود. عموما هم در شعاع 10-15 کیلومتری مرکز شهر هستند. بسیاری از پروژه‌ها هم در امارت‌های دیگر مثل عجمان هستند که روی نقشه 20 دقیقه بیشتر تا دبی فاصله نیست، ولی در عمل (مثلا صبح هنگام عزیمت از عجمان به دبی) و برگشت (از دبی به عجمان) شاید 2 ساعت در ترافیک باشید. شارجه و عجمان و ... وضعیتی را برای دبی دارند که الان کرج برای تهران دارد. یعنی مردم برای فرار از گرانی مسکن سرریز شده اند در جاهای دیگر. رهن و پیش‌پرداخت وجود ندارد. از یک روز تا یک سال می‌توانید جایی را اجاره کنید که برای یک خانه خیلی معمولی یک خوابه دست کم یک میلیون تومان در ماه باید اجاره بدهید. معمولا هم باید موقع قرارداد باید پول سه ماه اول را پیش بدهید و سه چک سه ماهه هم برای 9 ماه بعد ...

6- اگر فکر می‌کنید با 50-100 میلیون تومان پولتان می‌آیید اینجا و از ایران فرار مغزها می‌کنید کاملا در اشتباهید. اولا که دیگر نمی توانید شرکت ثبت کنید، پس ویزا ندارید. (یک سالی هست که به ایرانی‌ها اجازه ثبت شرکت نمی‌دهند.) ثانیا مسکن هم با این پول نمی شود خرید، پس باز هم هیچ. ثالثا حتا اگر به هر شکل عجیبی ویزا پیدا کنید بخش زیادی از این پول همان اول صرف ویزا، اجاره خانه، پول تاکسی و اتوبوس، خرج‌های پیدا و پنهان مهاجرت و ... خواهد شد و یکدفعه می‌بینید هیچی نمانده. اگر متاهل تازه‌وارد باشید و زن و فرزند داشته باشید می‌خواهید آنها را در گرمای دبی با اتوبوس و تاکسی که واقعا سخت پیدا می‌شود به جایی ببرید؟ مجبورید ماشین بخرید. درست است؟

7- اما ماشین: گواهینامه ایران را هرچند بین المللی هم کرده باشید بگذارید در کوزه. فقط به عنوان جهانگرد می‌توان از آن استفاده کرد، نه به عنوان مقیم. اینجا باید کلی امتحان بدهید. جلسه ای دست کم 15000 تومان باید پول آموزش بدهید و دست کم، 40 جلسه برایتان خواهند برید. هردفعه از امتحان رد بشوید، یک ماه باید در صف بمانید. یعنی راحتتان کنم، یک سال اول ورود، چندان به ماشین شخصی فکر نکنید. البته اگر اروپایی (خصوصا انگلیسی) یا امریکایی باشید قدمتان روی چشم. نه ویزا می خواهید، نه گواهینامه، نه هزار کوفت و زهرمار دیگر.

8- تحمل هرروزه کلمه خلیج ع-ر-ب-ی را به فهرست بالا اضافه کنید.

9- این که این جا از بیابان و صحرا و مارمولکشان پول درمی‌آورند و جهانگرد جذب می‌کنند، این که کشوری سی‌ساله چیزهایی دارد که ایران چند هزار ساله ندارد، این که هرروز باید پیشرفت اینجا را ببینید و خبرهای بد از ایران بشنوید، این که این جا گوشت ارزان و مناسب و تمیز بی‌چربی بخورید و بهترین لبنیات و بهترین محصولات و بهترین خودروها و ... را ببینید و بگویید مگر ایران چه کم دارد که چنین نیست و هرروز حرص بخورید هم یک معضل دیگر.

۱۰- صدالبته غربت و مشکلات آن، نبودن آشنایان و دوستان در کنارتان که خصوصا برای خانم‌ها معضل بسیار بزرگی است ...

 

 

خلاصه کنم:

الف- دبی برای ایرانیانی که دهه 90 میلادی اینجا بوده‌اند بسیار خوب بوده، ولی برای افرادی که تازه بخواهند بیایند اصلا توصیه نمی‌شود. حرف‌های فریبنده آژانس‌های مسکن را بگذارید کنار، اینجا ایرانی بودن فعلا یک معضل است. دیگر به ما ویزای کار و ثبت شرکت نمی‌دهند، خود من نمی‌دانم ویزایم بعد از گذشتن سه سال آن تمدید خواهد شد یا نه، با افزایش سیاست‌های سختگیرانه جهانی علیه ایرانیان، اگر ویزای مسکن هم برای ایرانی‌ها قطع شود تعجب نمی‌کنم.

ب- دبی آن مکان زشتی که در سریال‌های صدا و سیما نشان می‌دهند نیست. آن بهشتی که ماهواره‌ها تبلیغش را می‌کنند هم نیست. شهری است منظم و پرترافیک، شهری در حال رشد و فقط و فقط برای تجارت و بیزینس خوب است. برای اقامت دائم هم خوب نیست. خدا حاکمش شیخ محمد را برای آن حفظ کند که باعث پیشرفت این شهر شده و کاش مدیرانی مانند ایشان در مملکت ما هم باشند. آمین!

پ- حتما در صورت داشتن امکانات مالی، یک سفر کوتاه یک هفته‌ای به اینجا بیایید و ببینید که می‌شود یک بیابان را چگونه آبادان کرد. دیدن دبی درس‌آموز و عبرت‌انگیز است.

  

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۸
تگ ها :