279- پوستر انتخاباتی

تا همین دیروز فکر می‌کردم که ضعیف‌ترین شعرهایی که به گوشم خورده چیزهایی توی مایه‌های «شیرین‌شیرینا، خانوم‌خانوما» یا بدتر از اون چرت و پرت‌هایی مثل «تو خودت قند و نباتی، شکلاتی» هستش. ولی دیروز که چشمم به جمال این پوسترهای انتخاباتی  (1 و 2) روشن شد فهمیدم که نه بابا. اون‌ها حداقل نظم بودن، یعنی وزن داشتن، این که وزن هم نداره و اصلا معلوم نیست از شعربودن یا حتا نظم‌بودن، چی داره!

لازم به ذکره که من 24 ساعته اصلا از فکر این پوستر نمی‌تونم بیرون بیارم و تنها چیز شدیدا مثبتی که در اون پیدا کردم صداقت عجیب و تحسین‌برانگیز این بنده خداست که مثل بعضی‌ها پول به یک آدم «قلم به مزد» نداده که به نام اون شعر صادر کنن و همون چیزی رو که خودش در چنته داشته ارائه کرده (که البته کاش نمی کرد.)

خدایا شکر که اونقدر از این مملکت به ما چیزهای عجیب و غریب نشون دادی که تقریبا هیچ‌چی چشم‌های ما رو گرد نمی کنه! نه این شعرهای انتخاباتی، نه خونه درب و داغون 50 میلیون تومانی، نه ماشین درب و داغون  8 میلیون تومانی (که نمی‌خوام اسمش رو ببرم و اگر در این ممالک بی‌دین خارجی که بنده ساکنم چنین ماشینی بود، یک میلیون تومن هم کسی بهش پول نمی‌داد)، نه میوه چندهزار تومنی. اللهم اجعل عاقبت امورنا خیرا ! آمین!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۳
تگ ها :