276- زنبور بی‌عسل

یک درخت، یک مگس، یک یاخته، یک کاکتوس نیازی ندارند فریاد کنن که چی هستن. اونا همون چیزی هستن که هستن. تکلیف آدم با اون‌ها معلومه. یک مار سعی نمی‌کنه فیل باشه و یک کاکتوس سعی نمی‌کنه نیلوفر باشه...

شاید مهمترین دلیلی که توی دانشگاه و خوابگاه، من از دانشجوهای دیگراندیش بی‌خدا، بیشتر از افراد به‌ظاهر مذهبی خوشم می‌اومد این بود که اونا نیازی به تظاهر نداشتن. بیشتر اونا همون چیزی بودن که بودن. صادقانه بی‌مذهب بودن. خودشون بودن و «خود بودن» تاثیرگذاره. بهتر از اینه که ادعای مسلمانی بکنی و حتا جواب سلام دادنت از روی مصلحت و تظاهر و دودوتا چهارتا باشه. به نظر من، این که یک مساله مذهبی در وجود انسان پیاده بشه و ملکه  اون باشه، قرن‌ها با حرف‌زدن از اون مساله فاصله داره و این نکته است که عمیقا جوهره دینداری شخص رو شکل می‌ده.

اگر دبیرهای دینی، پرورشی، منبری‌ها، متولیان مذهبی و ... نماد و نمونه چیزی باشند که حرفش رو زیاد می‌زنند و به جای حرف‌زدن، رفتارشون مبین اون مسائل باشه، این قدر انسان مذهب‌گریز نداریم. شاید هیچ‌چیز به اندازه حرف‌زدن بدون عمل، حال انسان‌ها رو از اون حرف‌ها به هم نزنه.

*

در قلمرو علومی که کاملا جنبه عملی دارن، مثل همین مهندسی صنایع که درسش رو خوندم و هیچوقت با عمل‌کردنش راحت نبودم، مهمترین دلیلی که هیچوقت مشاور نشدم و نرفتم برای شرکت‌ها افاضه علم کنم همین بود. چون فکر می‌کنم شخص نباید چیزی رو که نتونسته در زندگی خودش پیاده کنه، به بقیه درس بده. وقتی شخصی کیف یا کمدش رو نمی‌تونه مرتب کنه ولی ادعای بهره‌وری داره، هیچوقت سر وقت نمی‌آد و می‌خواد مدیریت زمان درس بده، کلاس کیفیت می‌ذاره و هیچ جنبه کیفی در زندگیش نیست ... چنین شخصی چی می‌خواد به دیگران یاد بده؟ چرا استادای ما که خیلی‌هاشون ادعای خدایی (و حداقل پیامبری و امامت) در رشته صنایع داشتن نمیتونستن مشکلات دانشکده رو حل کنن؟ چرا فکر میکردند چیزی رو که در محدوده یک دانشکده نمیتونند عمل کنند در قالب کتاب و جزوه میتونند به ما یاد بدند؟ چرا دوستان من فکر میکردند به عنوان یک فارغالتحصیل 22-23 ساله حق دارند برن کار مشاوره بکنند و به افرادی که سالها در کاری استخون خرد کردن بگن که این کار رو اینجوری بکن، اون کار رو اون طوری؟ شاید من اشتباه میکنم، ولی به نظر من کاش در کارهای غیرنظری، فقط اهل عمل اون کار، میدان رو به دست میداشتن. اونوقت دنیای زیباتر و متعالیتری میداشتیم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٥
تگ ها :