266- گربه‌کشی

دو هفته پیش گربهای رو زیر گرفتم. البته حیوون تقصیر خودش بود. چون در فاصلهای که من ماشین رو روشن کردم و کمربند رو بسته بودم و آماده حرکت بودم رفته بود زیر ماشین و من طبعا ندیدمش. فقط خوب شد که سریع مرد و زجر نکشید. من هم تنها کاری که از دستم براومد براش انجام بدم این بود که بلافاصله دفنش کردم. چندروز طول کشید که صحنه فوت حیوون از جلو چشمم دور بشه و  خلاصه، خیلی این واقعه روم تاثیر بدی گذاشت.

 

همون روز شرح مفصل ماجرا رو نوشتم که بذارم توی وبلاگ. ولی همسرم –که معمولا اولین خواننده نوشتههای منه و در حال حاضر که بی‌اینترنت هستم زحمت ارسال مطالب رو هم می‌کشه- گفت خیلی تکاندهنده نوشتی و بهتره توی وبلاگ نذاری.

 

حالا که دو هفتهای گذشته صرفا این رو مینویسم که هنگام حرکت با ماشین، حتما با دقت نگاهی به زیر و اطرافش بندازین که خدای ناکرده گربه که سهله، کودک خردسالی اون دور و بر نباشه.

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٧
تگ ها :