261- باربری، اسباب کشی

 

این یک ماه اخیر اونقدر زود گذشت که هیچی ازش نفهمیدم.

ساختمان مدرسه به محل جدید منتقل شده واسباب‌کشی داشتیم. من هم به عنوان مسوول کامپیوتر عملا از باربری کامپیوترها تا نصب اون‌ها و خلاصه همه کارها رو باید انجام می‌دادم. معضلات کامپیوترهای بقیه واحدها هم روش. خلاصه اینکه از اول شهریور تا همین الان مشغولم و هنوز تموم نشده. حسنش اینه که تموم که بشه یک پا آرنولد می‌شم.

هم‌زمان خونه رو هم باید عوض می‌کردیم که با امدادهای غیبی و لطف خدا تونستیم خونه خوبی زیر قیمت متداول اینجا پیدا کنیم و حدود ده روزه که هرشب بعد از افطار به اتفاق همسرم تا نزدیک سحر مشغول تمیزکاری و رنگ‌کاری و شست و شو و رفت و روب خونه جدید بودیم و راستش امروز اولین روزیه که من بیشتر از چهار ساعت تونستم بخوابم.

مدرسه جدید هم که تا دو روز پیش اصلا تلفن نداشت، چه برسه به اینترنت! البته هنوز هم اینترنت نداره و من چون مدرسه‌مون به خاطر 21 رمضان تعطیله تونستم بیام کافی‌نت و چند خط وبلاگ بنویسم.

 *

 

از سرزدن همه دوستان سپاسگزارم.

یک ماهه هیچ سایت خبری رو ندیدم و هیچ وبلاگی رو نخوندم.

الان هم باید  برم و یک خروار ایمیل رسیده رو نگاه کنم و ببینم چه خبره.

اون خودرو نوشته قبلی رو هم انشاء ا... فردا شب تحویل می‌دن. چیز قابلی نیست. یک تویوتا یاریس هاچ بک نوک مدادیه. دوستان اگر اینجا اومدن می‌تونن به عنوان یک راننده شخصی روی کمک من حساب کنن.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱۱
تگ ها :