259- بابا تلقین مثبت چهارشنبه 14 شهریور 1386

اینجایی که ما هستیم خرید خودرو بسیار ساده است و گواهینامه‌گرفتن بسیار سخت (و البته خیلی پرخرج.) اصلا منتظر بهانه هستند که ردت کنند. هر دفعه هم که رد می‌شی تا یک ماه امکان هیچ کاری نیست. بعد از یک ماه تنبیه، دوباره یک دوره آموزشی کوتاه‌مدت داری و دوباره امتحان و کلی هزینه و مشکل و ... دفعه اول نمی‌دونم چی شد که ماشین توی دورزدن خاموش کرد و رد شدم. این دفعه از دو سه هفته مونده به امتحان، مرتب صحنه امتحان رو تجسم می‌کردم و مسیرها رو به صورت ذهنی با موفقیت طی می‌کردم. صبح روز امتحان هم مرتب تلقین می‌کردم: «بهترین امتحان امتحان، بهترین افسر».

 

سرتون رو درد نیارم. افسری که کنار ما نشست بسیار مهربان بود. من مرتب تلقین کرده بودم که نفر اول باشم که امتحان می‌ده، ولی نوبتم شد نفر سوم و صندلی عقب نشستم. نفر اول یک بدبختی بود که فکر کنم اونقدر رد شده بود که حتا لرزش دستش رو نمی‌تونست کنترل کنه و دوبار ماشین رو خاموش کرد تا راه بیفته! با این حال افسره ضایعش نکرد و تشویقش کرد ادامه بده. بعد از چند دقیقه‌ای نفر دوم نشست و چنان بد توی دنده یک رفت که ماشین با یک جفتک ناجور پرید توی خیابون، ولی بقیه مسیر رو بد نرفت. بعد من نشستم و فکر کنم فقط دو دقیقه پشت فرمون بودم. بعد از کمی رانندگی افسر گفت بزنم کنار و تمام. حتا ازم امتحان پارک و U-turnهم نگرفت. اول فکر کردم رد شدم که اینقدر زود امتحانم رو تموم کرده. ولی بعد که به آموزشگاه برگشتیم و پرونده قبولیم رو به بخش اداری داد مثل همه قبولی‌های دیگه از خوشحالی نمی‌دونستم چی کار کنم. فوری به همسرم زنگ زدم و به شوخی بهش گفتم باید به فکر دفعه بعد باشم و بعد از کمی سرکار گذاشتن گفتم قبول شدم!

 

خلاصه ما که از این تفکر مثبت ضرر نکردیم. شما هم امتحان کنید.

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٤
تگ ها :