250- این مشکلات کامپیوتری!

 

 

 

 

مطالبی که می‌خونید مکالمات تلفنی واقعی ضبط‌شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستانه. شاید در نگاه اول و برای نسل ما به نظر بیاد که این افراد چقدر کم چیزی می‌دونن، ولی این رو هم باید اضافه کرد که برای هریک از ما، زمینه‌های کاری بسیاری وجود داره که در اون زمینه‌ها واقعا چیزی نمی‌دونیم. بالاخره هرکسی کامپیوتر رو از سطح صفر شروع می‌کنه و دلیل نداره از همون روز اول متخصص کامپیوتر به دنیا بیاد. (با تشکر از رضای عزیز برای فرستادن این مطلب)

*

مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟

مشتری: یک کامپیوترسفید ... 

* 

مشتری: سلام، من «سلین» هستم. نمیتونم دیسکتم رو دربیارم

مرکز:سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟

مشتری: آره، ولی اون واقعا گیر کرده

مرکز:این خوب نیست، من یک یادداشت آماده میکنم ... 

مشتری: نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درایو ... هنوز روی میزمه .. ببخشید ... 

* 

مرکز: روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن . 

مشتری:سمت چپ شما یا سمت چپ من؟

* 

مرکز: روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟

مشتری: سلام ... من نمیتونم پرینت کنم . 

مرکز: میشه لطفا روی Start کلیک کنید و  ... 

مشتری: گوش کنرفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی! 

* 

مشتری: سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمیتونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی میکنم میگه: «نمیتونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمیتونه پیداش کنه ... 

* 

مشتری: من توی پرینتگرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم ... 

مرکز: آیاشما پرینتر رنگی دارید؟

مشتری: نه. 

* 

مرکز: الان روی مانیتورتون چیه خانوم؟

مشتری: یه خرسTeddy کهدوست پسرم از سوپرمارکت برام خریده .

*

مرکز: و الان F8  رو بزنین . 

مشتری: کار نمیکنه . 

مرکز:دقیقا چه کار کردین؟

مشتری: من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهمگفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته ... 

* 

مشتری: کیبورد من دیگه کار نمیکنه . 

مرکز: مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟

مشتری: نه، من نمیتونم پشت کامپیوتر برم. 

مرکز:کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید . 

مشتری: باشه . 

مرکز: کیبورد باشما اومد؟

مشتری: بله

مرکز: این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگهای اونجا نیست؟

مشتری: چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه ... اون یکی کار میکنه !

* 

مرکز: رمز عبور شما حرف کوچک a  مثل  apple ، و حرف بزرگ V  مثل  Victor ، و عدد 7 هست . 

مشتری: اون 7 هم با حروف بزرگه؟

* 

یک مشتری نمیتونه به اینترنت وصل بشه ... 

مرکز: شما مطمئنید رمزدرست رو به کار بردید؟

مشتری: بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار روکرد . 

مرکز: میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟

مشتری: پنج تا ستاره . 

* 

مرکز: چه برنامه آنتیویروسی استفاده میکنید؟

مشتری: Netscape 

مرکز: اون برنامه آنتیویروس نیست . 

مشتری: اوه، ببخشید ... Internet Explorer. 

* 

مشتری: من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver رویکامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه ! 

* 

مرکز: مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، میتونم کمکتون کنم؟

مشتری:عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفا بگید چقدر طول میکشهقبل ز اینکه بتونین کمکم کنید؟

مرکز: آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتوننشدم؟

مشتری: من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم میکنید؟

* 

مرکز: چه کمکی از من برمیاد؟

مشتری: من دارم اولین ایمیلم رومینویسم . 

مرکز: خوب، و چه مشکلی وجود داره؟

مشتری: خوب، من حرف a  رو دارم،اما چطوری دورش دایره بذارم؟

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢۳
تگ ها :