229- ملاشدن چه آسان، آدم‌شدن چه مشکل

دوستی در ایمیلی نوشته بود که در مسابقات دوومیدانی که بین افراد با ناتوانیهای مختلف ذهنی و جسمی برگزار میشده، گویا هنگام شروع مسابقه پسری زمین میخورد و صدای گریه‌اش بلند می‌شود. همه دوندگان – افراد مختلف با ناتوانیهای مختلف ذهنی و جسمی برمیگردند ببینید چه شده و دیگر نمیدوند. دخترکی که عقبماندگی ذهنی (سندروم داون – منگولیسم) داشته کنار او مینشیند و از او دلجویی میکند و نهایتا همه شرکتکنندگان با هم گام به گام پیش میروند تا به خط پایان برسند. تماشاچیان برمیخیزند و مدتی طولانی این «قهرمانان» را تشویق میکنند ...

*

قطعا میتوان عقبمانده بود، ولی بزرگ بود.

چنین می‌اندیشم که چقدر در این روزگار به چنین الگوهایی محتاجیم و چقدر روح ترکخورده ما، نیازمند چنین بارانهایی است.

 

تکمیلی: این هم نشانی نوشته بالا به لطف مجید عزیز

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٤
تگ ها :