225- پرکاری و بیکاری

تابستان امسال به علت مشکلاتی که برام پیش اومد و تغییر شغل دادم، یکی دو ماهی بیکار بودم. چون به کسی که مساله اقامتش قطعی نشده باشه و معلوم نباشه اصلا وضعش چطوریه کار دائمی نمیدن. خلاصه بیکار نشده بودیم که شدیم. الان یک ماهیه که اون قدر کار سرم ریخته که نمیرسم شبها بخوابم و همین دو خطی که برای وبلاگ دارم مینویسم هم در نهایت عجله است!

کار روزگار گاهی اینطوریه. گاهی نمیدونی کی صبحت به شب میرسه و گاهی نمیدونی کی صبح شد و کی شب. به هرحال خدا رو به خاطر اون بیکاری و این گرفتاری شاکرم و امیدوارم در امتحانات حضرت حق، سربلند باشیم.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٥
تگ ها :