211- رمضانیات

 

هروقت زندگی (به ظاهر) بهم سخت شده و اون سختی سپری شده، پیش خدا شرمنده شدم. چون تازه فهمیدم که اون سختی چقدر در کمال من نقش داشته. خدایا یک جوری امتحان بگیر که ضایع نشیم. کرمت رو شکر!

 

*

 

واقعا مسلمانی بدون ماه رمضان و ماه رمضان بدون دعاهای عاشقانهش و شبهای قدرش چه حالی میده؟

 

*

 

آقا ما نخواهیم به فرق سر مولا گریه کنیم چه باید بکنیم؟ این هم از غربت علی است که فقط زخمش و وصله و پینهش میشه بهانه ای به دست مداحا که بزنن به صحرای کربلا. یا علی! کی از دست ما شیعیان گیج و گول خلاص میشی؟

 

*

 

یک بنده خدایی عدهای رو اذیت کرده بود. داستانش من رو نگران مساله حقالناس کرده، عجیب!

 

همیشه سعی کردم مقید به حقوق مردم باشم، ولی الان که کارنامه‌م رو مرور می‌کنم می‌بینم چه بسیار اشتباهات ناشی از جوانی و جاهلی به سر دور و بری‌ها و دوست و اشنا آوردم. همینجا اعلام میکنم به همه دوستانی که -قطعا ناخواسته و از سر جهل- اذیتشون کردم، ظلمی بهشون کردم، ناراحتشون کردم، حقی ازشون ضایع کردم، به خاطر من صدمات و لطماتی تحمل کردن یکجوری من رو ببخشن. دیگه چه جوریش به کرم خودتون بستگی داره. بلکه شما من رو ببخشین و خدا هم شما رو.

 

*

 

مرد حسابی اومدی احیا. قبول باشه. دیگه چرا موقع سحری اینقدر آبروریزی میکنی؟ این همه اشکت رو فروختی به یک بشقاب برنج؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤
تگ ها :