184- گزارش هفتگی

یک روزگاری بود که هر روز برای دوستان ایمیل می‌فرستادم. زمانی که یاهو ظرفیت 4 مگابایتی ارائه می‌داد. بین دوستان معروف بودم که ایمیل مردم رو پر می‌کنم. بعد حجم ارسال‌هام کم شد. هرجا هم می‌خواستم چیزی رو ضمیمه ایمیل کنم، بهش لینک میدادم. اینطوری باز هم ایمیل افراد کمتر اشغال می‌شد.

حالا کم‌کم کار به جایی رسیده که از هر صدتا ایمیلی که می‌گیرم پنج تا درست و حسابی توش پیدا نمی‌کنم که برای دوستان بفرستم. اول از خودم می‌پرسم بفرستم؟ نفرستم؟ ارزشش رو داره؟ نداره؟ خیلی وقته که دیگه ایمیل هم نمی‌فرستم.

بعد شروع کردم که چیزهایی که به ذهنم می‌رسه توی وبلاگم بنویسم. بهنگام‌شدن وبلاگ رو هم به دوستانم اطلاع می‌دادم. تندتند می‌نوشتم. الان به خودم می‌گم آیا چیزهایی که می‌نویسم به درد می‌خوره؟ گاه پیش میاد –مثلا الان- که دو هفته است دست و دلم به نوشتن نمی‌ره. می‌بینید که هیچی هم ننوشتم. فقط یک گزارش دادم از خودم. توی صفحه‌های اینترنت می‌گردم. شاید مثل خیلی از شماها. دلم لک می‌زنه برای یک چیزی که «آدمم» کنه. ولی کم پیدا میشه. از خوندن اخبار «دیگران» خسته شدم. حالا فلان بازیگر و ورزشکار و سیاستمدار و ... از خوندن و نوشتن درباره دیگران چه چیزی عاید انسانیت من می‌شه؟ اون قسمته که کمیابه و باید دنبالش گشت.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱۸
تگ ها :