178- گند می‌زنم، پس هستم.

 

 

 

تا به حال خوشبختانه یا متاسفانه، در کنار مسوولیت‌ها و مشغولیت‌های مهندسی صنایعی و تدریس کامپیوتر، بارها شده که مسوول یک سایت کامپیوتری (فضایی پر از کامپیوتر) یا تجهیزات کامپیوتری یک شرکت رو هم به من دادند. صرفنظر از تمام مشکلات این کار، (که عموما بی‌سوادی مسوولان شرکت نسبت به بحث کامپیوتر و نرم‌افزار یکی از شاخصه‌های اصلیشه) برام خیلی جالبه که در همه محیط‌هایی که بودم اعم از دانشگاه، شرکت مهندسی، شرکت مشاوره، مدرسه ابتدایی، دبیرستان (تقریبا هر رده سنی و هر سطح سواد) یک نوع بی‌مبالاتی و بی‌مسوولیتی عجیب نسبت به اموال عمومی دیدم.

نه برای دانشجو، نه برای دانش‌آموز، نه برای کارمند ... اصلا مهم نیست که چه رفتاری با کامپیوتر داشته باشه، حتا بدش نمیاد که کاری کنه که دیگه کامپیوتره روشن نشه، اگه بتونه توپی ماوس رو می‌بره، یک اتصالی رو قطع می‌کنه، دانشکده که بودیم معمولا دانشجوها علاقه به گذاشتن و برداشتن رمز یا گذاشتن تصاویر ... روی صفحه اصلی ویندوز داشتن. حتا گاهی استاد دانشکده‌ای، مدیر واحدی (در یک شرکت) اینترنتی رو که با هزار زور و زحمت براش وصل می‌کردیم، صرف جستجو در سایت‌های پورن می‌کرد که بعد ما مجبور می‌شدیم جلوش بگیم بله، البته این‌ها خودشون میان. لابد روی یک تبلیغی چیزی کلیک کردین!!

اون دانشجوهایی که شیطنت سالم‌تری می‌خواستن پیاده کنن کابل شبکه رو از یک جایی قطع می‌کردن تا همه‌چی دچار اختلال بشه ... خلاصه نمی‌دونم این فرهنگ/بی‌فرهنگی و خصوصا لاقیدی و بی‌مسولیتی شدید نسبت به اموال عمومی، حق مردم، استفاده صحیح از منابع طبیعی و از کجا ریشه گرفته ...

کوه می‌رید، چنان آشغالدونی‌ای از طبیعت درست شده که قلب آدم فشرده می‌شه. توی اردوهای دانشجویی عموما با جنجال و دعوا لیوان‌های پلاستیکی و مابقی ناهار بچه‌ها رو جمع می‌کردیم که توی طبیعت باقی نمونه. یعنی واقعا نخبگان کنکوری ما ککشون هم نمی‌گزید که کار ناشایستی داره انجام می‌شه.

هیچ جوری هم با این قوم بی‌مبالات نمی‌شه بحث کرد که راضی بشن کار اشتباهی دارن می‌کنن، یکی از حاجیان می‌گفت مکه که رفته بودن حاجی‌های ایرانی از شدت زباله‌پخش کردن توی صحن مسجد پیامبر انگشت‌نما بودند ...

ماشاءا... مثال اونقدر زیاده که فکر نمی‌کنم نیازی به توضیح باشه ... حالا بسته به دایره اختیارات و توانایی‌ها، یک نفر فقط همین سایت کامپیوتری رو خراب می‌کنه، یک نفر یک شهر رو ... یک نفر هم اگر بتونه لابد کل منظومه شمسی رو. باید شکرگزار باشیم که ما قوم بافرهنگ باسواد عزیز غیور آگاه هوشمند (و بقیه صفت‌هایی که مجریان تلویزیون در مواقع خاص به مردم عزیز می‌گن) در سایر کرات شعبه نداریم که فاتحه بقیه عالم رو هم از همین الان بخونیم و خوشبختانه فعلا در همین ایران خودمون مشغول تخریب اموال عمومی و خصوصی و طبیعت و محیط زیست و ... هستیم.

 

دیدم که یک جایی نوشته بود مدارس ژاپن اصلا «بابای مدرسه» ندارند، چون تمیز نگهداشتن مدرسه اصولا جزیی از نهاد دانش‌آموز ژاپنیه! خدایا! ما کی آدم می‌شیم؟

 

(ببخشید. گاهی آدم دیگه نمی‌تونه هی توی خودش بریزه، می‌ریزه توی وبلاگش.)

 

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٢۱
تگ ها :