177- هومیوپاتی و کل‌نگری

با پزشکی صحبت می‌کردم. می‌گفت همین که شما طرفداران هومیوپاتی ادعا می‌کنید طیف وسیعی از بیماری‌ها رو درمان می‌کنید باعث می‌شه من بهتون شک کنم. چطور ممکنه کسی ادعا کنه هم سرماخوردگی رو درمان می‌کنه، هم سوختگی، هم میگرن، هم فشار خون و هم بر فرض سرطان؟ باز اگر می‌گفتین چهار تا چیز رو درمان می‌کنیم، یک چیزی. ولی این ادعا خیلی گزافه.

مشکل این پزشک و امثال ایشون اینه که برای هر مجموعه علائمی که در بدن وجود داره یک اسم ساختن (مثلا سرماخوردگی، سردرد، تب، فشار خون و ...) و سعی کردن روشی برای درمان همون مجموعه پیدا کنن، بی اینکه کلیتی رو که در پس همه بیماری‌ها وجود داره بتونن ببینن. درختها رو می‌بینن، ولی جنگل رو نه، موج و صخره و گرداب و رنگ آبی و موجودات ریز و درشت رو می‌بینن، ولی دریا رو نه!

همچنین چون قانون مشخصی برای درمان ندارند، برای هر بیماری‌ای دنبال درمانی خاص می‌گردند. حال آنکه هومیوپاتی قائل به استثنا نیست و می‌گه نظام کلی درمان بر اساس مشابه‌درمانیه. حالا پزشکی رایج هر اسمی می‌خواد روی بیماری‌ها بذاره، ولی این بیماری‌ها وقتی درمان می‌شن که دارویی مشابه با بیماری به شخص داده بشه. (البته با شرایطی که در نوشته‌های پیشین گفته‌ام و در راهنمای سمت راست وبلاگ هم می‌تونین ببینین.)

فرض کنید نیوتن قانونی مثل F=m.a رو کشف نمی‌کرد. اشخاص باید برای یافتن هر نیرویی در طبیعت، اونقدر سعی و خطا میکردن تا بدستش بیارن، بی‌اینکه بفهمن بالاخره چی شد، ولی به کمک قانون نیوتن شتاب رو ضربدر جرم می‌کنن و نیرو بدست میاد. کسی که این قانون رو بلد باشه لازم نیست دربدر به دنبال تمام عناصر باربط و بیربط بگرده تا مقدار نیرو رو پیدا کنه. مستقیم می‌ره سر اصل مطلب.

 

هومیوپاتی مستقیم می‌ره سر اصل مطلب. یعنی یافتن دارویی که مشابه بیماری باشه ... و درمان می‌کنه.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٥
تگ ها :