176- لوطی صالح

از واعظی شنیدم که در تهران تنبک‌زنی به اسم لوطی صالح بوده که اکنون نیز گذری به نام اوست. جماعتی از مومنان او را ترک می‌دهند که باری، تقوا پیشه کند و دست از مطربی بردارد.

 

روزی به لوطی می‌گویند: عازم عراق هستیم. نجف و کربلا و ... می‌آیی؟

می‌گوید می‌آیم. اما به یک شرط. اول برویم نجف و مستقیم برویم حرم امام علی.

اصرار می‌کند.

می‌گویند باشد.

می‌رود تنبک را برمی‌دارد.

می‌گویند تو که ترک کرده بودی!

می‌گوید یک عمر برای همه زدم، بگذار یک بار هم برای علی بزنم!

 

به نجف می‌رسند. در راه حرم دست بر تنبک می‌گذارد. می‌زند و آهنگین می‌خواند: «اومدم که برنگردم.»

به ضریح مطهر می‌رسد. جان می‌بازد. دیگر بر نمی‌گردد!

 

علی ...

 

نمی‌دانم تا کی باید بر تصویر بارگاهش نگاه کرد و آه کشید. دوست دارم یک بار هم که شده ماه رمضانی آنجا باشم. نه برای طلب نیازی یا حاجتی، همین که فقط آنجا باشم، همین.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٢
تگ ها :