160- درباره کارتون (2)

یک زمان‌هایی در خوابگاه دانشگاه که بودیم، یکی از تفریحات سالم ما این بود که من و یکی دو تا از دوستان خصوصا مهدی می‌نشستیم و برای بقیه کارتون روایت می‌کردیم و همه حسابی می‌خندیدیم. علاقه من به تعریف صحنه‌های خلاقانه و اعجاب‌آور کارتون‌هایی مثل پلنگ صورتی یا محصولات Looney Tunes بود، مثلا بیپ بیپ. گاه هم کارتون‌های جدیدتری مثل لوک خوش شانس. (البته یکی دیگه از بچه‌ها بود که می‌رفت سالن تلویزیون خوابگاه، فوتبالیست‌های سری دوم رو نگاه می‌کرد و می‌اومد و اصرار می‌کرد که تعریف کنه. حالا هرچی من بدبخت و بقیه اصرار می‌کردیم که بابا احمدجان تعریف نکن، گوش نمی‌کرد. یادمه یک بار با بالش زد توی سر غلام که چرا به حرف من گوش نمی‌دی و می‌نشست سیر تا پیاز تعریف می‌کرد و من هم که خدا می‌دونه چقدر از این کارتون صدتا یک غاز و بقیه خالی‌بندی‌های کلیشه‌ای ژاپنی بدم میاد. ژاپنی‌ها فقط وقتی موفق‌تر هستند که داستان مال خودشون نباشه. یک داستان اروپایی، امریکایی یا ایرانی رو بردارن کارتونش کنن. داستان‌پرداز که خودشون باشن کار واقعا مزخرف می‌شه. البته در زمینه‌های مختلف تکنولوژیک هم معمولا خیلی کم پیش اومده که کاری از ژاپن شروع بشه. اون‌ها ایده رو می‌گیرن، مال خود می‌کنن، بهترش می‌کنن و دوباره عرضه می‌کنن!)

 

بد نیست برای دل تمام دوست‌داران مجموعه پلنگ صورتی و نوشتن مطالب غیرانتخاباتی هم که شده، چند صحنه از مجموعه مورچه و مورچه‌خوار رو بازسازی کنم. یادی بکنیم از دوبلورهای ارجمند این مجموعه: گوینده مجموعه پلنگ صورتی، زنده‌یاد پرویز نارنجیها، گوینده نقش‌های دودو و مورچه‌خوار: مهدی آرین. (درست گفتم؟) خداوند این هنرمند خلاق رو حفظ کنه. گوینده نقش‌های بازرس و مورچه که تا جایی که یادمه به رحمت خدا رفته‌اند: (فراموش کردم، ممنون می‌شم یک نفر یادآوری کنه.)، گوینده بعضی نقش‌های مهمان: کنعان کیانی، ... (تکمیل با شما ...)

 

مورچه‌خوار: نماد بداقبالی. چند جمله شاهکار این مجموعه که باید صداش رو در ذهن تصور کنید:

 

- الو؟ دفتر مقابله با حشرات موذی؟ دیگه نگران اون تلفنی که بهتون شد نباشید.

- آهای مورچه! من مطمئنم تو یک دوست هم نداری، ولی دشمن داری. بنده!

- نمی‌دونم چرا اصلا قبول کردم توی این سریال بازی کنم!

- این اتوبوس جهانگردی سالی یک بار از اینجا رد میشه، اون هم الان باید باشه آخه؟

- سلام آقا مرغه!

- سلام سوسیس!

- یک صحنه هست که مورچه با موتور در می‌ره. مورچه‌خوار هم گاز موتور رو می‌گیره. موتور دنده‌عقب میخوره به درخت پشت سر و ازش بالا می‌ره و میچسبه بالای درخت. مورچه‌خوار به شکل خاصی (که در همه شخصیت‌های مجموعه هست) به دوربین نگاه می‌کنه و همزمان که قطعات موتور دارن تکه‌تکه میفتن زمین می‌گه: فروشنده درباره دنده‌عقب چیزی به من نگفته بود!! و خودش هم سقوط می‌کنه.

- در یک قسمت، مورچه‌خوار یک سوراخ فوری تهیه می‌کنه که هرجا می‌ذاریش، سوراخ درست می‌کنه. در یک صحنه مورچه خوار روی صخره‌ای می‌ایسته و می‌خواد بمبی روی مورچه بندازه، صخره ترک می‌خوره و او سقوط می‌کنه، اول خودش، بعد بمبی که دستش بوده، بعد صخره. یکدفعه سوراخ فوری هم روی زمین سبز می‌شه و ... مورچه‌خوار درب و داغون بیرون میاد و می‌گه ازت متنفرم سوراخ فوری!!

 

نوشته مرتبط:

درباره کارتون (1) 2-10-83

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

خودسازی (2)  9-4-82

از کل گسیختن  14-4-82

خطبه سی و دوم نهج‌البلاغه 9-4-83

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۱۱
تگ ها :