156- کلمه خدا بود

در آغاز هیچ نبود،

تنها «کلمه» بود،

و کلمه، «خدا» بود (1)

*

بخوان!

به نام پرودگارت که آفرید،

...، آنچه را که انسان نمی‌دانست، با «قلم» بدو تعلیم داد ... (2)

*

شگفتا که می‌گوید بخوان!

پس باید نوشته‌ای باشد که بخوانیش،

و نوشته از «کلمه» ساخته می‌شود،

و زبانی لازم است برای سرودن کلمه

... و کلمه خداست.

و خدا، «یک» چیز است ...

 

 

*

خدا نور آسمان‌ها و زمین است،

و هرچیز که بر وجه او نباشد، مردنی است،(2) هرچیز که یگانه نشود، مردنی است ...

علی بزرگ خدا را به نور او سوگند می‌دهد، به نور وجه او که بعد از فنای همه‌چیز باقی می‌ماند. (3)

*

کلمه، نور است، و قلم، نورافشان...

 

و بنگر تفاوت از کجاست تا به کجا، از «خدایی» که به قلم سوگند می‌خورد تا «بنده‌ای» که قلم می‌شکند؟

 

 

 

* (1) تورات (2) قرآن (3) دعای کمیل

 

 

 

 

پارسال همین روزها:

میان‌بری به نام انسان (3) 11-3-83

درون انسان، دنیایی است!... 18-3-83

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٥
تگ ها :