146- سپاسگزاری آفریده، سپاسگزاری آفریننده

خدایا سپاس!

در زندگی مرا با انسان‌های بسیاری آشنا کرده‌ای که بدون تعریف و تعارف، هرکه را دیدم از من بسیار بهتر بوده و بسیار چیزها به من آموخته. تو شاهدی که هرگز کار بدردخوری برای کسی نکردم، ولی چه بسیار کارها که برایم کردند. تو می‌دانی که آنقدر که محبت دیده‌ام، محبت نکرده‌ام. آنقدر که دوست داشته شده‌ام، دوستی نورزیده‌ام. خدایا سپاس که حتا یک نفر را در مسیر زندگیم قرار ندادی که بسیار چیزها بیشتر از من نداند و آموزگار من نباشد.

 

در طول این همه سال، از زمانی که به خاطر دارم و کودکی دوسه ساله بوده‌ام، تا مدرسه‌ها و دانشگاه و محیط‌های کاری پس از آن، همواره انسان‌های بزرگی را همکلاس و همراه و یاور و دوست و همکارم  کرده‌ای که همه آنها از من بهتر بودند.

چه بسیار از دوستان که چون خواهر و برادر مرا در مسیر پیشرفت بالا بردند و چه بسیار بیگانگان که آشنایم شدند. اگر من متکبر بودم آنان نبودند و اگر من نادان بودم، آنها بسیار چیزها برای آموختن داشتند. اگر من کوچک بودم آنان بزرگ بودند و اگر من مشت می‌بستم آنان آغوش باز می‌کردند و اگر من قدرناشناسم آنان معرفت‌ورزی می‌کنند.

 

خدایا سپاس!

که خانواده‌ای به من داده‌ای که اگر رنج برده‌اند، بر رنج مردمان نیفزوده‌اند و هیچگاه هیچ بدی از آنان نیاموخته‌ام و می‌دانم هیچ خوبی که شایسته آنان باشد نکرده‌ام. با این حال همواره پشتیبان و آموزگارم بوده‌اند. پدر و مادر، برادران و خواهران و فرزندان و همسران‌شان همگی از جنس محبت! و امروز، همسری نیز از جنس بیریایی و پاکی! حتا در این وبلاگ نیز، انسان‌هایی به مراتب بهتر از خودم را به سراغم می‌فرستی تا با حضورشان یا سکوتشان و نظرهاشان، به من بفهمانند که چقدر آموزگار دارم و باید قدرشناس باشم.

 

چه بسیار دعاها که در حق من کرده‌اند و هیچ به من نگفته‌اند و در زندگیم تاثیر گذاشته و چه بسیار صحبت‌های نیک از من به یکدیگر گفته‌اند و آبرویم را خریده‌اند. می‌دانم که بارها بدون آنکه به من اطلاع دهند گره‌ها از کارم گشوده‌اند ... ولی من؟ واقعا چندبار با نیت خالص و فقط برای رضای تو، کاری برای یکی از بندگانت انجام دادم؟!

...

 

(ببخشید دوستان! آدم از فرداش چه خبر داره؟ نخواستم فرصت رو از دست بدم و حسرت به دل بمونم. گفتم تا دیر نشده توی این صفحه ناقابل، که به نوعی تنها رسانه رسمی منه، از همه تشکر کنم. اونقدر خدا به من لطف کرده و انسان‌های بزرگی سر راهم قرار داده که یک تشکر خشک و خالی و یک شکرگزاری چندخطی، حداقل کاریست که می‌شه کرد. امیدوارم همه عزیزانی که در طول سالیان دراز، از کودکی تا حالا، به رشد من کمک کردن و هیچوقت هم من اونقدر آدم نبودم که جبران کنم، این نوشته رو ببینن. همین!)

 

پارسال همین روزها:

کلید 23-1-83

زبان، دانش، یک 20-1-83

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢۳
تگ ها :