143- مورچه و یگانگی

از زندگی انسان‌های بزرگ گاه سخنانی نقل می‌شود که شاید در نگاه اول قابل باور نباشد.

مثلا می‌بینی که علی بزرگ (ع) می‌‌گوید که حاضر نیست در برابر گرفتن حکومت، پر کاهی را از دهان مورچه‌ای به ستم برگیرد. (گفتن این جمله بسیار ساده است. ولی این را مقایسه کنید با بسیاری از افراد دور وبر خودمان که حکومت که سهل است، برای یک درجه ارتقا، سهل است، برای نشاندن یک لقب پشت اسمشان، سهل است ... برای خوردن یک قاشق غذای چرب‌تر در یک میهمانی یا عروسی حاضرند هر زبونی‌ای و کثافتی و دغلکاری را تحمل کنند و از فروریختن جهانی تا شکستن دل کودکی را (که آن نیز جهانی است بزرگ) مرتکب شوند یا شخصی را، گروهی را، شهری را، ...، جهانی را قربانی نمایند.

می‌گویی او علی بود. می‌گویم هرکه بیشتر به مرکز یگانگی عالم پیوند می‌خورد بیشتر این ویژگی‌ها در او بارز می‌شود. از یکی از پیروان راستین امام نقل می‌شود که پس از چله‌نشینی در کوهی به شهر بازمی‌گردد و ناگاه می‌بیند مورچه‌ای به همراه اساس مختصر خود به شهر آورده. دوباره پیاده به کوه می‌رود تا مورچه را به محل زندگی خود برگرداند. (من و تو که حتا زحمت فکرکردن به چنین کاری را نیز به خود نمی‌دهیم.)

آن کس که با یگانه عالم نزدیک‌تر است، چیزی جز او نمی‌بیند. امکان ندارد کسی ادعای توحید کند و نسبت به تمامی موجودات عالم، رفتاری در خور و شایسته احترام نداشته باشد. به سنگ و خاک و حشره و گیاه و حیوان و ... ابراز محبت و احترام نکند ... (هرچند که چنین اشخاصی، دشمنی و دوستی‌شان نیز باز بر مبنای توحید و یگانگی است.)

بنابراین چه دور است آن کسی که ادعای دین و ایمان می‌کند و اهمیتی برای حقوق دیگران قائل نیست. چنین کسی را چه به دم‌زدن از خدا؟ اگر مجنون باشی، خود لیلی، لباس لیلی، حتی کوی لیلی، چشمه‌ای که لیلی از آن آب برمی‌گیرد، همه و همه محترم و مقدس می‌شوند و مگر چیزی هست که رنگ و بوی لیلی در آن نباشد؟ مجنون نیستیم!


پارسال همین روزها:
آب، آب نیست! (داروهای هومیوپاتی) 3-1-83
میان‌بر آموزش کامپیوتر می‌دهد! 10-1-83

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٥
تگ ها :