140- موسیقی، هنر، یگانگی

چندشب پیش بعد از سال‌ها نشستم با دل سیر کمی برنامه‌نویسی کنم. بیشتر برای ورزش فکری و البته این بار با VBScript برای طراحی چند صفحه ساده ASP. وسط کار برای تنوع، به ترانه زیبای Another Day in Paradise از Phil Collins گوش می‌کردم. آهنگ مرا به دنیای شگفت‌انگیز کارهای ماندگار برد .... از شرق تا غرب عالم، فرق نمی‌کند ....

*

از همین ترانه بگیر تا آهنگ‌های شگفت دیگری که اصلا نمی‌توانم درک کنم آهنگساز یا سراینده متن آن، در لحظه خلق اثر در چه عالمی سیر می‌کرده. مثال بسیار است. کارهای اولیه Modern Talking که بعد از سال‌ها هنوز تر و تازه است، کارهای آلبوم Thriller مایکل جکسون، هتل کالیفرنیای Eagles، نابخشوده‌های متالیکا، دیوار Pink Floyd، گل سرخ صحرای Sting، ...، شمارش نهایی Europe، Hello لیونل ریچی، کارهای Gipsy kings ، کارهای سانتانا، ... حتا کارهایی که –به نظر من- محتوای شعری ضعیف‌‌تری دارند، ولی موسیقی آنها درخشان است، مثلCareless Whispers جورج مایکل، Self Control لورا برانیگن ...؛ از آن طرف دنیای موسیقی‌های بدون کلام یا کلاسیک: چهارفصل ویوالدی، سمفونی 40 موتزارت، fur elise بتهوون، ...، گیتار فلامنکو اوتمار لیبرت، اکتبر 77 جو ساتریانی، کارهای یانی، موسیقی الکترونیک ژان میشل ژار، کارهای شگفت‌آور کیتارو، مجموعه کارهای ونجلیس، اعترافات حقیقی پل موریه، کارهای کنی جی، موسیقی‌های خلسه‌آور سرخپوستان...، تا موسیقی سرزمین خودمان، باران عشق چشم‌آذر، پاییز طلایی لاچینی، خواب‌های طلایی معروفی، گل گلدون غانم، نازنین مریم نوری، نوایی نوایی خراسان...، نینوای علیزاده، نوای مشکاتیان و شجریان، مقدمه شگفت‌آور دود عود مشکاتیان، گل صدبرگ ناظری، ترانه‌های آغاز انقلاب، نیایش‌ها و کارهای مذهبی ماندگار، اذان موذن‌زاده، ربنای شجریان، قوالی‌های پاکستان، اوووه .... (بسیاری از کارهای فوق را در این سه نشانی می‌توانید بشنوید: 1، 2 و 3) موسیقی فیلم‌ها و کارتون‌ها ... مثلا پاپیون، پدرخوانده،  ماموریت غیرممکن، پلنگ صورتی، love story، فتح بهشت، محمد رسول ا...، اشک‌ها و لبخندها، ....

*

نمی‌خواهم مقایسه کنم، ولی حتا ترانه‌هایی مانند تولد تولد، توپ سفیدم قشنگی و نازی، ...، حتما دارای جادو و جاذبه‌ای هستند که همیشه در حافظه کودکان و بزرگسالان این سرزمین می‌مانند. وگرنه این همه شعر و کتاب کودک در بازار ریخته، چرا یک کدام «یک توپ دارم قلقلیه» نمی‌شود؟ چرا هیچک «اتل متل توتوله» نمی‌شود؟ بعد از سال‌ها کسادی ادبیات کودک، مجموعه «هری پاتر» چگونه کودکانی را که دست از سر تلویزیون و بازی‌های کامپیوتری برنمی‌دارند کتابخوان کرد؟ جادوی خانم «رولینگز» با این هری پاترش چیست که باعث شده آنقدر فروش کند که هرکلمه‌ای که با قلمش می‌نویسد، بیش از 300 پاوند ارزش پیدا کند؟

*

چه بسیار شعرها که سروده نشده، حتا در خاطره سراینده مدفون می‌شوند که نمونه‌هاش بسیار است، خصوصا در مملکت گل و بلبل ما و جوانان درون‌گرای این عصر که همه فکر می‌کنند شاعرند و واقعا هم خواندن اشعارشان تحمل می‌خواهد! (با عرض شرمندگی که هر وبلاگی را باز می‌کنی همه مشغول آه و فغان و شعرسرایی هستند مثلا. یادم باشد برای عقب‌نماندن از قافله چندتایی ببافم. به قول گل‌آقای خدابیامرز: شطحانی، ما أطول بند تنبانی! به شاعرهای کاردرست برنخورد.) ولی خیام، مولانا، حافظ، غزلیات سعدی، ...، نیما، اخوان، شاملو، فروغ، سهراب، ... همچنان ورد زبا‌ن‌ها هستند. چرا؟

چه سحری است در ماندگاری و مانایی برخی آثار؟

*

چنین می‌اندیشم تعبیر اخوان در انتهای یکی از کتاب‌هایش («از این اوستا» گمان کنم) بسیار بلیغ و دقیق باشد. به طور خلاصه، او می‌گوید وقتی یک اثر هنری ماندگار می‌شود که هنرمند در لحظه خلق اثر، «محو» آن می‌شود، بیخود می‌شود  ...

و من جسارتا اضافه می‌کنم یعنی ماندگاری، زورکی نمی‌شود باباجان! فارغ از این که این آلبوم یا CD یا کتاب قرار است برای چه کسی تهیه شود و چقدر جیب مبارک عده‌ای پر و خالی شود و فارغ از تعداد صفحات کتاب که باید به‌زور مضرب چهارش کرد و خلاصه خالق اثر هرچه هست، «محو» نیست، آتش به جانش نیفتاده، هنگام آفرینش هنری خود، مشغول دودوتا چهارتا بوده، به سفارش این و آن کار مثلا هنری خلق کرده، مگر آفرینش هنری ماست‌بندی است که سفارشی بشود؟ ... و اتفاقا کارهای ادبی و بعضا بی‌ادبی امروز از آن رو اینقدر بیمزه است که خالق اثر، دائم به دنبال رضایت دیگران بوده و این که کاری کند که توش چشم بیاید و غوره نشده، مویز شود.

*

من این لحظات را لحظات «یگانگی» و «بیخودی» می‌نامم که به شکلی بی‌مقدمه و بدون حساب و کتاب قبلی، در «حال» زندگی می‌کنی و گذشته و آینده‌ات چیزی جز سایه‌هایی گنگ نیستند. غرق می‌شوی، نشئه می‌شوی و ناگاه این «یگانگی» با هستی یا هرآنچه که نمی‌دانم، چنان اثر می‌کند که هر آنکه با تو و اثر تو همگام می‌شود، به دنیایی دیگر می‌رود ... مثلا تازگی غزلیات مولانا را بعد از صدها سال می‌بینیم! همه از عشق می‌گویند، ولی جذبه عاشقانه او چنان فراگیر و جهانشمول می‌شود که همه را دربرمی‌گیرد و می‌توانند با سخن مولانا عاشقی کنند! شاید چنین باشد. شاید.

 

(قطعا آثار برجسته بسیاری می‌شد نام برد و به هرحال سلیقه شخصی هم دخالت می‌کند. در نوشته بالا گرایش خاصی مد نظرم نبود و نام‌هایی را که به‌سرعت به ذهنم آمد نوشتم. هرگونه نوشته می‌شد باز هم کارهای درخشان بسیاری از قلم می‌افتاد. طبعا من هم که همه کارهای درخشان را نشنیده‌ام! پیشاپیش معذرت می‌خواهم. ضمنا از نام‌بردن آثار «شش و هشت» ایرانی، به دلیل وفور خلاقیت‌ها و بدایع و تعدد شاهکارهای موجود صرفنظر گردید!)

 

 

پارسال همین روزها:

محرم شنبه 9 اسفند 138۲

کارایی و اثربخشی (کار خوب کردن و خوب کار کردن) پنجشنبه 14 اسفند 1382

  
نویسنده : علی ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱۳
تگ ها :