138- محرم (2)

این همه جنگ در طول تاریخ اسلام بوده. چرا هیچک، حتا جنگ‌های پیامبر و علی، جایگاهی در حد کربلا ندارد؟ چرا تنها کل یوم عاشورا؟

چنین می‌اندیشم شاید عمده‌ترین دلیل آن است که این جنگ، جنگ بین اسلام و اسلام است. حقیقت دارد تحریف می‌شود و اگر اصولا جبهه مقابل در پوشش اسلام نبود، چنین حماسه‌ای شکل نمی‌گرفت. اسلام حاکمیت فاسد و ستمگر و فریبکار در یک سو و اسلام اقلیتی راستین در سوی دیگر و نجات اسلام راستین و نمایاندن حق و حقیقت آنقدر ارزش دارد که می‌توان به خاطرش حج را تعطیل کرد و خانه و خانواده و زن و فرزند را قربانی، و اگر چنین بود حسینی هستی -من که به‌شخصه می‌دانم نیستم- و اگر چنین نبود شعار و تظاهر چرا؟

وقتی جسارت و شجاعت ندارم، بیخودی گریه کنم و بر سر و صورت بزنم که چه؟ من واقعا جسارت و قدرتش را ندارم وقتی خودم حسینی نیستم لب وا کنم و فقط با زبان بگویم حسین حسین! آدم هم این‌قدر پررو آخر! واقعا نمی‌توانم. که بگویم شجاعم؟ هم‌دردم؟ دنبال ثواب و پاداشم؟ می‌خواهم جرات و غیرت و همت نداشته‌ام را با گریه‌کردن بدست بیاورم؟ آن هم با گریه برای کسانی که هیچگاه به خاطر گریه چون منی بر لب شمشیرهای بران بوسه نزدند؟ البته می‌دانم که با اندیشه چنین افرادی دم‌زدن، کم‌کم باعث دگرگونی آدمی هم می‌شود، باری، سیمرغ کجا، مگس کجا، عرض و عرصه کجا؟

 

این هم سخنانی از عارف گرانقدر، زنده‌یاد حاج اسماعیل دولابی درباره کربلا، که شراب عرفان در بزم حسین و از دست حسین نوشیده بود و اکنون دوسالی است جان بیقرارش را از این جهان کوچ داده است.

 

نوشته‌های مرتبط:

عاشورا پنج‌شنبه 22 اسفند 1381

محرم شنبه 9 اسفند 1382

 

پارسال همین روزها:

پیکری معمولی با دست‌هایی به بلندی زرافه یکشنبه 26 بهمن 1382

مه فشاند نور و سگ عوعو کند یکشنبه 3 اسفند 1382

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱
تگ ها :