136- غریزه جنسی، مساله بدون پایان

1- داشتم گزارش سالانه 2004 وب‌سایت گوگل را نگاه می‌کردم که مثل چندسال اخیر نشان می‌دهد مردم دنیا چه کلماتی را بیشتر جستجو کرده‌اند. در صدر جدول زنان، همچون سال گذشته، متاسفانه سرکار علیه «بریتنی سپیرز» حضور دارند و این –به نظر من- نشان می‌دهد که ما همچنان در یک دنیای احمق به سر می‌بریم که یک آدمی صرفا به خاطر جاذبه‌های جنسی که احتمالا بر اثر فقر، روز به روز پول کمتری برای خرید پارچه لباس در جیبش می‌ماند، در صدر جستجوهاست. بالاخره هرچه باشد الگوی معنوی ایشان امثال خانم مدوناست! (هرچند آن بنده‌خدا، کارهای موسیقی بسیار قوی‌ای هم دارد و همه کارهای سپیرز را روی هم بگذارند، به اندازه انگشت کوچک  آهنگ Frozen مدونا ارزش ندارد. ضمن اینکه مدونا –به هرحال- بازیگر و نویسنده بدی هم نیست و کتاب داستانی که پارسال برای کودکان نوشت، در صدر ده کتاب پرفروش جهان قرار دارد.)

 

2- منزل یکی از آشنایان داشتم آهنگ‌های غربی شبکه‌های موسیقی ماهواره‌ای را بررسی می‌کردم، (خودم تلویزیون هم ندارم) حالم به هم خورد! واقعا حیف موسیقی درخشان دهه‌های هفتاد و هشتاد. هرچه در این شبکه‌ها بود حرکات اروتیک توام با ریتم‌های یکنواخت بود. نه خلاقیتی، نه نبوغی. هر ننه‌قمری می‌تواند از ترکیب ریتم‌های ثابت و مسابقه جنون‌آمیز حضار برای برهنه‌تر بودن کار مثلا هنری خلق کند. واقعا که! نمی‌دانم حقیقتا سازندگان و بینندگان و تولیدکنندگان خودشان دچار تهوع نمی‌شوند از این همه تکرار؟ بدبخت کلمه Love که مثل نقل و نبات در متن چنین ترانه‌هایی استفاده می‌شود!

 

3- نگاه کنید به بیشترین کلمات جستجوشده فارسی که به همت یکی از وبلاگ‌نویسان عزیز استخراج شده. این هم از مردم غیور پارسی‌زبان! شرمنده واقعا! یکی از دوستان باسواد و خوبم هم به شکلی دیگر، به ناهنجاری‌های رفتاری جنسی که خصوصا در مردان ایرانی زیاد دیده می‌شود پرداخته که مطلبی است خواندنی. آیا مشکل، فقط مشکل ما ایرانی‌هاست؟

نگاهی بیاندازید به این خبر رادیوفردا درباره جشنواره فیلم امریکا. خواندنش حالم را بد کرد. چه برسد که بخواهم فیلم‌هایش را هم ببینم. یادم نیست در کدام سایت خبری خواندم که سال گذشته، خیلی از وب‌سایت‌ها ضرر داده‌اند، ولی صنعت پورنو سود سرشاری از وب‌سایت‌های خود برده است.

*

غریزه جنسی، مساله‌ای بسیار پیچیده و بغرنج است که در جامعه‌ای مثل ایران که در لفافه اخلاق و ... هم پیچیده می شود، وضع بدتری پیدا می‌کند. نمی‌خواهم بگویم طرح این مبحث یا نظایر آن خوب است یا بد، ولی به عنوان یک دانشجوی پزشکی هومیوپاتی این را هم می‌دانم که ناآگاهی جنسی و سرکوب مسائل جنسی، زمینه‌ساز بسیاری از مشکلات جسمی و روانی می‌تواند باشد و بسیاری از بیماران، وقتی به پزشک مراجعه می‌کنند و به او اعتماد می‌کنند، تازه شروع به گفتن مشکلات فراوان جنسی خود می‌کنند و تازه معلوم می‌شود که مسائل مالی و عدم تفاهم و امثالهم که بیمار اول بیان می‌کرده، مقدمه‌چینی است که بگوید مشکلش از یک جای دیگر آب می‌خورد. از ناتوانی‌ها تا ارضانشدن‌ها و ... خصوصا به دلایل مختلف، این مساله در خانم‌های ایرانی بیشتر دیده می‌شود. مردهای سنتی هم که اصولا یکطرفه و مستبدانه به رابطه جنسی می‌نگرند و جوانان هم که ... !

نیاز به آموزش‌های صحیح، امری جدی است! (خصوصا اگر کسی مثل این زن و شوهر، در اوج بی‌اطلاعی باشد!) غریزه جنسی یک واقعیت است و همه موجودات زنده، برآمده از توالد و تناسل. طبعا نه افراط و نه تفریط در این مساله، عاقبت خوشی ندارند.

 

صفحه آموزشی سایت BBC را هم ببینید.

 

(این نوشته را همان یک ماه پیش نوشتم که گوگل آمار سالانه داد، منتها درج آن را گذاشتم برای زمانی که متاهل شده باشم که برایم حرف درنیاید!)

 

پارسال همین روزها:

رفع اشکال کامپیوتری، تفکر سیستمی، هومیوپاتی؛ یکشنبه 12 بهمن 1382

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز یکشنبه 19 بهمن 1382

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱٧
تگ ها :